الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٣١٧ - (باب - ١٤)(رواياتى كه نشانههاى پيش از قيام قائم را بيان ميكند)(و دلالت بر آن دارد كه ظهور آن حضرت همان طور كه)(ائمه
بالا را ذكر كرده تا رسيده است به آلات جنگى و زين و اضافه نموده است كه: تا بر فراز مكّه فرود مىآيد پس شمشير را از غلافش بيرون ميكشد و زره را ميپوشد و پرچم و عبا را باز ميكند و عمامه را بر سر مىگذارد و عصا را بدست ميگيرد و از خداوند اذن ظهور ميطلبد، بعضى از خادمان آن حضرت از قضيّه آگاه مىشود پس بنزد حسنىّ مىآيد و خبر را باو ميرساند حسنىّ پيش دستى ميكند و خروج ميكند، پس مردم مكّه عليه او برميخيزند و او را ميكشند و سرش را بنزد شامىّ ميفرستند در اين هنگام صاحب اين امر ظاهر مىشود پس مردم بيعتش كنند و پيروش گردند اين هنگام سپاهى را شامى روانه مدينه ميكند ولى بمدينه نرسيده خداوند آنان را هلاك ميكند آن روز هر كس از فرزند علىّ ٧ كه در مدينه باشد از مدينه فرار نموده و خود را بمكه ميرساند و بصاحب اين امر مىپيوندد و صاحب اين امر خود بسوى عراق روى مىآورد و سپاهى بسوى مدينه روانه ميكند و دستور ميدهد كه خاندانش بمدينه باز گردند.
(١) ٤٤- (حديث كرد ما را محمّد بن همّام او گفت: حديث كرد ما را جعفر بن محمّد بن مالك او گفت: حديث كرد ما را معاويه بن حكيم او گفت: حديث كرد ما را احمد بن محمّد بن ابى نصر او گفت: شنيدم):
امام رضا ٧ ميفرمود: بيش از اين امر، (بيوح) خواهد شد من نفهميدم كه بيوح يعنى چه؟ پس بحجّ رفتم و شنيدم عربى ميگفت: امروز روز (بيوح) است باو گفتم: بيوح يعنى چه؟ گفت: يعنى بسيار گرم[١].
(٢) ٤٥- (خبر داد مرا احمد بن محمّد بن سعيد او گفت: حديث كرد ما را علىّ ابن حسن تيملىّ از احمد و محمّد دو فرزند حسن و آن دو از پدرشان و او از ثعلبة بن
[١] در بحار چاپ حروفى( البئوح) نوشته شده و بئوح بمعناى ظهور و شهرت است و در قرب الاسناد از بزنطى و او از امام رضا ٧ روايت ميكند كه فرمود: پيش از اين امر( كشتار بيوح) روى خواهد داد گفتم بيوح چيست؟ فرمود: پيوسته بدون سستى.