الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٣٤٩ - (باب - ١٧)(رواياتى در باره آنچه قائم
ابى عبد اللَّه (امام صادق) ٧ كه گويد در محضر آن حضرت سخن از پادشاهان فلان خاندان بميان آمد فرمود: مردم از بس براى اين كار شتابزدگى كردند هلاك شدند خداوند كه با شتاب بندگان شتاب نميكند همانا اين كار را پايانى هست كه بايد بآن برسد همين كه بآن پايه رسيدند نه يك ساعت جلو مىافتند و نه يك ساعت عقب.
[شرح: مقصود از فلان خاندان، بنى عبّاس است و مقصود از هلاكت مردم در شتابزدگى آنكه جمعى امثال زيد و بنى حسن ميخواستند پيش از آنكه دوران حكومت باطل بپايان برسد آن حكومت را سرنگون كنند و موفّق نميشدند و خودشان در اين راه كشته ميشدند ولى آنگاه كه دوران حكومتشان سر آيد نتوانند ساعتى از آن بيش و كم كنند].
(باب- ١٧) (رواياتى در باره آنچه قائم ٧ از نادانى مردم مىبيند و آنچه پيش) (از قيامش از خانواده خودش ميبيند)
(١) ١- (خبر داد ما را ابو العبّاس احمد بن محمّد بن سعيد ابن عقده او گفت:
حديث كرد ما را محمّد بن مفضل بن ابراهيم او گفت: حديث كرد مرا محمّد بن عبد اللَّه بن زرارة از محمّد بن مروان و او از فضيل بن يسار كه گفت):
شنيدم ابا عبد اللَّه (امام صادق) ٧ ميفرمود: قائم ما كه قيام ميكند از نادانى مردم بيش از آنچه رسول خدا ٦ از نادانى جاهليّت برخورد كرد برخورد ميكند. گفتم: اين چگونه ممكن است؟ فرمود: رسول خدا ٦ در حالى بسوى مردم آمد كه آنان سنك و كلوخها و چوبهاى تراشيده را مىپرستيدند و قائم ما هنگامى كه قيام ميكند بسوى مردم مىآيد در حالى كه همه مردم كتاب خدا را عليه او تأويل ميكنند و با آن بر او احتجاج مينمايند. سپس فرمود: هان كه بخدا قسم دامنه عدالت او بميان خانههاى آنان راه مىيابد همان طور كه گرما و سرما نفوذ ميكند.