الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٦١ - باب ٤(رواياتى كه مىگويند امامان دوازده نفرند و از طرف خدا برگزيده شدهاند)
من است و درجهدارترين شهيدان در نزد من، كلمه تامّه خود را با او قرار دادم و حجّت كامل را در نزد او گذاشتم.
(١) كيفر و پاداش من بوسيله عترت او است نخستين عترتش علىّ است: سرور عبادتكنندگان و زينت بخش دوستان گذشته من و فرزندش همنام جدّش محمود است نامش محمّد و شكافنده علم من و كان حكمت من است. دو دلان در باره جعفر هلاك خواهند شد و آنكه دستور او را رد كند همچون كسى است كه دستور مرا رد كرده باشد سخنى است از من بحقيقت مقرون كه جعفر را جايگاهى عزيز بخشم و خاطرش را در باره شيعيان و دوستانش خرسند گردانم و پس از جعفر فتنهاى خواهد افتاد تاريك كه چشم جايى را نبيند[١] زيرا رشتهاى كه من واجبش كردهام بريده نشود و حجّت من پنهان نماند ساقى بزم ما دوستان ما را جام لبريز دهد آنان ابدال روى زمينند هان كه اگر كسى يك نفر از آنان را انكار كند نعمت مرا انكار كرده است و كسى كه يك آيه از كتابم را تغيير دهد بر من افترا بسته است واى بر حال افترا گويان و انكاركنندگان.
در آن روز كه مدّت بنده من موسى: دوستم و برگزيدهام سر آيد كسى كه او را تكذيب كند همچون كسى است كه همه دوستانم را تكذيب كرده است او دوست من و يار من است و كسى است كه من بارى بسنگينى بار نبوّت بر دوش او نهم و او را
[١] فتنه تاريك پس از امام صادق ٧ بآن لحاظ است كه تقيّه در زمان موسى ابن جعفر٧ شديدتر بود و موضوع وصايت آن حضرت مخفىتر و چنانچه در كافى و ديگر كتابهاى متقدمين است خليفه وقت بفرماندار مدينه دستور داد كه ببين چنانچه جعفر بن محمّد يك شخص معين را بوصايت تعيين كرده فورا او را بكش و لذا چنانچه در روايت است امام صادق بحسب ظاهر پنج نفر را وصى خود قرار داد: منصور خليفه وقت و محمّد بن سليمان فرماندار مدينه و فرزندش عبد اللَّه افطح و موسى بن جعفر و همسر حضرت صادق حميده و بخاطر همين فتنه بود جماعتى امامت را در امام صادق متوقف كردند بنام واقفيه و جمعى ديگر در موسى بن جعفر و عدهاى بامامت اسماعيل فرزند امام صادق معتقد شدند بنام كيسانيه.