الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٢٦٤ - وصف رفتار و كردار آن حضرت
از آفرينشاش سايهاى بود در سمت راست عرش خدا و در علم غيب خداوندى حكمت باو داده شده بود خداوند با آگاهى خود او را اختيار كرد و بخاطر پاكيزگيش برگزيد.
او يادگار آدم است و اختيار شده از ذريّه نوح و برگزيده از فرزندان ابراهيم و چكيدهاى از خاندان اسماعيل و خلاصهاى از محمّد ٦، پيوسته منظور نظر الهى بوده و فرشتگان خدا نگهدارش هستند و پيش آمدهاى ناگوار شبهاى تار و نفسهاى افراد فاسق از او دفع مىشود و تهمتهاى ناروا باو نمىچسبد از بيماريها دور و از آفتها در حجاب و از لغزشها معصوم و از همه كردارهاى زشت محفوظ است، از اوان بلوغش به بردبارى و نيكوكارى معروف و در پايان عمرش بعفت و دانش و برترى منسوب است.
دستور پدر بزرگوارش متوجّه او است تا پدرش زنده است او از گفتار خاموش است و چون مدت پدرش بپايان رسيد تقديرات الهى در مشيّتاش باو رسيد اراده حق در باره او از طرف خدا بمحبت او رسيد و پايان زمان پدرش رسيد و در گذشت (١) و امر خدا پس از پدرش باو واگذار شد[١] و خداوند دينش را بگردن او
[١] مترجم گويد: عبارت متن چنين است
ُ فاذا انقضت مدة و الده انتهت به مقادير اللَّه الى مشيته و جاءت الارادة من عند اللَّه فيه الى محبته و بلغ منتهى مدة والده ٧ فمضى صار امر اللَّه اليه من بعده
و ترجمهاى كه شد مطابق اين متن است ولى اغتشاش متن روشن است بنظر ميرسد كه حرف( واو) از جمله انتهت ساقط شده و( واو) در كلمه( و صارت) زائد است و احتمالا كلمه( محبّته) نيز تصحيف( جنّته) است كه بنا بر اين معناى عبارت چنين مىشود: هنگامى كه مدّت پدرش ميگذرد و تقديرات الهى او را بمشيّتاش ميرساند( كنايه از فرا رسيدن زمان مرگ) و اراده الهى در باره او بسوى محبّتش و يا( بسوى بهشتش) بنا باحتمالى كه داديم مىآيد و پايان مدّت پدرش فرا ميرسد اين هنگام امر خدا پس از پدر بدست او مىافتد چنان كه ملاحظه مىشود بنا بر اين معناى عبارت كاملا روشن و بدون تشويش است.