الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ١٦٣ - (باب ١٠)(آنچه در باره غايب شدن امام منتظر امام دوازدهم رسيده است و اينكه مولاى ما)(امير المؤمنين و امامان بعد از او
و متديّن است و سپاس خداى را، از جمله آنها اينكه فرموده است: تا آنگاه كه غايبشونده از فرزندانم از چشم مردم پنهان گشته) آيا اين، اشاره بهمين غيبت نيست؟
و بر صحّت گفتار كسى كه اعتراف بر غيبت دارد و بامامت صاحب غيبت متديّن است گواه نيست؟ سپس فرموده است: (و مردم بجوش و خروش افتند كه آيا او در دسترس آنان نيست يا آنكه كشته شده است و يا آنكه از دنيا رفته است و همگى ميگويند كه حجّت از ميان رفت و امامت باطل شد).
آيا اين فرمايش با همان كه الان همه مردم بر آنند و گفتار اماميّه را در باره وجود صاحب غيبت (امام زمان) تكذيب ميكنند موافق نيست؟ در صورتى كه وجود آن حضرت محقق است گرچه ما او را نه بينيم و ديگر آنكه فرموده است: (حاجيان آن سال براى جستجو ميروند) و همين كار را كردند ولى اثرى از او نديدند.
و فرموده است: (اين هنگام دشمنان شيعه بشيعه ناسزا گويند و اشرار و فاسقان در گفت و شنودشان بر شيعه پيروز ميشوند) يعنى در گفت و شنود ظاهرى كه ميگويند:
پس امام شما كجا است؟ بما نشانش دهيد، و ناسزاشان گويند و بخاطر اينكه شيعيان بوجود امامى معتقدند كه از ديده جهان پنهان است و دشمنانشان را بشخصى كه غايب است حواله ميدهند شيعيان را بنقص و ناتوانى و نادانى نسبت ميدهند و همين نسبت است كه فحش و ناسزا بآنان است پس شيعيان بحسب ظاهر در نزد اهل غفلت و كوردلان پاسخى ندارند و همين فرمايش امير المؤمنين در اينجا گواه است كه شيعيان راست ميگويند و مخالفينشان در جهل و عناد باحقّاند.
سپس آن حضرت به پروردگار خود سوگند ياد كرده و فرموده است: (به پروردگار علىّ قسم كه همانوقت حجّت خدا در زمين بر پا است و در كوچهها در رفت و آمد است بخانهها و كاخهايش داخل مىشود و در خاور و باختر گردش ميكند سخن مردم را ميشنود و بر جماعتشان سلام ميكند او مىبيند ولى ديده نميشود).
(١) آيا اين پيش گوئى موجب آن نيست كه شكّ در باره امام ٧ از ميان