الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٢٣٩ - باب ١٢(آنچه بشيعه ميرسد از آزمايش و پراكندگى و اختلاف در)(زمان غيبت تا آنجا كه كسى حقيقتا باقى نمىماند بجز همان)(اندكى كه امامان توصيفشان فرمودهاند)
فرمود بگو چقدراند؟ گفت: بسيار. فرمود: شمارهشان را ميدانى؟ عرض كرد:
بيش از شماره است. امام صادق ٧ فرمود: اگر آن شمارهاى كه توصيف شده است: سيصد و ده و اندى تكميل شود خواسته شما انجام خواهد گرفت ولى شيعه ما كسى است كه صدايش از بنا گوشش تجاوز نكند و عقدههاى درونىاش از پيكرش بيرون نيفتد و آشكارا مدح ما را نكند و با دشمنان ما ستيزهجو نباشد و با كسى كه از ما عيبجوئى ميكند همنشين نگردد و با كسى كه بدگوئى از ما ميكند هم صحبت نشود و دشمن ما را دوست ندارد و دوست ما را دشمن ندارد.
عرض كردم: پس من با اين گروه مختلف شيعهاى كه ادعاى شيعهگرى دارند چه كنم؟ فرمود: مشخّص ميشوند و از همديگر جدا ميشوند و تبديل مىيابند ساليانى بر آنان روى آورد كه فانيشان كند و شمشيرى از نيام بر آيد كه آنان را بكشد و اختلافى در ميانشان افتد كه پراكندهشان كند و در بعضى از نسخهها (يبيدهم) است يعنى نابودشان كند شيعه ما تنها كسى است كه همچون سگان پارس نكند و همچون كلاغان طمع نورزد و اگر از گرسنگى بميرد گدائى نكند.
عرض كردم: فدايت شوم اشخاصيرا كه اين چنيند از كجا بجويم؟ فرمود:
آنان را در كنار و گوشههاى زمين جستجو كن آنان كسانى هستند كه زندگى سبكى دارند و خانه بدوشانى هستند كه اگر حاضر باشند شناخته نشوند و اگر غايب گردند كسى متوجّه آنان نشود و اگر بيمار شوند عيادت كن ندارند و اگر خواستگارى كنند كسىشان بهمسرى نميگزيند و اگر بميرند بر جنازهشان كسى حاضر نشود، آنان كسانى هستند كه در مالشان با همديگر مواسات كنند و در قبرهاشان با يك ديگر ديد و بازديد دارند و خواستههاشان مختلف نيست هر چند از شهرهاى مختلف باشند.
(١) ٥- (حديث كرد ما را محمّد بن همّام و گفت: حديث كرد ما را احمد بن زياد كوفىّ او گفت: حديث كرد ما را حسن بن محمّد بن سماعه او گفت: حديث كرد ما را احمد بن حسن ميثمىّ از علىّ بن منصور و او از ابراهيم بن مهزم اسدىّ او از