الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٤
(١) پس از ستايش و درود: از آنجائى كه گروهى را مىبينم كه خود را بمذهب شيعه نسبت ميدهند و به پيامبر خود محمّد و آل او بستگى دارند و امامت را معتقدند امامتى كه خداوند بمقتضاى رحمت خود آن را دين حق و زبان گوياى راستين قرار داده و زينت بخش كسى كه امامت را بپذيرد، و كسى را كه اهل امامت باشد و از حمايت آن بهرهمند باشد و سر رشته آن را بدست گيرد و نسبت بشروط آن وفادار باشد.
يعنى بر نمازها مواظب بوده و زكاة را بپردازد و در امور خير پيشى گيرد و از كارهاى زشت و ناپسند دورى گزيند و از ديگر آلودهگيها پاك باشد و خدا را بآشكار و نهان در نظر داشته باشد، و دل را بخدا مشغول كند و در فراهم ساختن موجبات قرب الهى جان و تن خويش را برنج افكند چنين كس را امامت، نجات بخش و زيبايى آفرين است.
ولى همين گروه دچار تفرقه گشته و آئينهاى گوناگون گزيده و واجبات الهى را بىاهميّت شمرده و محرمات خدا را سبك انگاشتهاند. بعضىها بيش از اندازه بلند پروازى نموده و پارهاى بيش از حد كوتاه فكرند و در باره امام زمان و ولىّ امر و حجّت پروردگارشان كه خداوندش با علم و احاطه برگزيده است چنانچه ميفرمايد: وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ پروردگار تو آنچه را كه ميخواهد مىآفريند و مىگزيند، آنان را حقّ اختيار در كارهايشان نيست[١].
همگى آنان بجز اندكى در شك و ترديد افتادهاند از ناحيه آزمايشى كه در زمينه غيبت آن حضرت است با اينكه اين غيبت را رسول خدا ٦ از پيش فرموده و امير المؤمنين خبر آن را داده است و در خطبهها و سخنرانيها كه از آن حضرت نقل شده است از اين گرفتارى سخن گفته است و دانشمندان حديث و روايت اخبار اين غيبت را از فرزندان على و امامان يكى پس از ديگرى نقل نمودهاند (٢) بطورى كه يكنفر
[١] القصص: ٦٨.