الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٢٣٨ - باب ١٢(آنچه بشيعه ميرسد از آزمايش و پراكندگى و اختلاف در)(زمان غيبت تا آنجا كه كسى حقيقتا باقى نمىماند بجز همان)(اندكى كه امامان توصيفشان فرمودهاند)
از اصحاب ما از احمد بن محمّد و او از معمر بن خلّاد كه گفت):
شنيدم ابو الحسن (امام رضا) ٧ ميفرمود: الم أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ (آيا مردم چنين پنداشتند كه تنها باينكه گفتند ما ايمان آوردهايم رها ميشوند و بر اين دعوى هيچ آزمايش نخواهند شد؟) سپس مرا فرمود: فتنه چيست؟ عرض كردم: فدايت شوم بنظر ما فتنه عبارت است از گرفتارى در دين. فرمود: گرفتار ميشوند همان طور كه طلا (در بوته) آزمايش مىشود سپس فرمود: خالص ميشوند همان طور كه طلا خالص مىشود.
(١) ٣- (حديث كرد ما را محمّد بن يعقوب او گفت: حديث كرد ما را علىّ بن ابراهيم از محمّد بن عيسى و او از يونس و او از سليمان بن صالح و او حديث را رساند):
به ابى جعفر محمّد بن علىّ (امام باقر) عليهما السّلام كه فرمود: از اين سخن شما دلهاى مردان نامى رم ميكند بنا بر اين، اندكى از سخن خود را در اختيار آنان قرار دهيد هر كس كه بآن اقرار نمود افزونش دهيد و هر كس كه انكار ورزيد رهايش كنيد همانا بناچار بايد فتنهاى روى آورد كه همه دوستان و نزديكان در آن فتنه از پا در آيند تا آنجا كه افراد موشكاف نيز در آن فتنه از پا در آيند تا بجا نماند مگر ما و شيعيان ما.
(٢) ٤- (حديث كرد از براى ما ابو سليمان احمد بن هوذه باهلى او گفت: حديث كرد از براى ما ابو اسحاق ابراهيم بن اسحاق نهاوندىّ بسال دويست و هفتاد و سه او گفت حديث كرد از براى ما عبد اللَّه بن حمّاد بسال دويست و بيست و نه از مردى و او از):
ابى عبد اللَّه (امام صادق) ٧ كه يكى از ياران آن حضرت بخدمتش رسيد و عرض كرد من بفدايت بخدا قسم كه من تو را دوست ميدارم و دوستان تو را نيز دوست ميدارم اى آقاى من چقدر شيعه شما فراوان شده است. حضرت او را