الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٢٤٦ - باب ١٢(آنچه بشيعه ميرسد از آزمايش و پراكندگى و اختلاف در)(زمان غيبت تا آنجا كه كسى حقيقتا باقى نمىماند بجز همان)(اندكى كه امامان توصيفشان فرمودهاند)
و باز كمتر.
(١) ١٦- (و خبر داد ما را احمد بن محمّد بن سعيد او گفت: حديث كرد ما را ابو عبد اللَّه جعفر بن عبد اللَّه محمّدى از كتابش بسال دويست و شصت و هشت، او گفت حديث كرد ما را محمّد بن منصور صيقل از پدرش كه گفت):
بخدمت حضرت ابى جعفر (امام باقر) ٧ رسيدم و گروهى در محضرش بودند ما با همديگر بصحبت پرداخته بوديم و آن حضرت نيز رو به بعضى از ياران داشت كه ناگاه روى بما كرد و فرمود: شما در باره چه چيز سخن ميگوئيد؟
هرگز، هرگز، آنچه بدان گردن كشيدهايد انجام نخواهد گرفت تا آنكه پاك شويد، و آنچه بدان گردن كشيدهايد نخواهد شد تا تميز نيابيد، و آنچه بدان گردن كشيدهايد نشدنى است تا غربال شويد، و آنچه بر آن گردن كشيدهايد نخواهد شد مگر پس از نوميدى، و آنچه بر آن گردن كشيدهايد انجام نخواهد گرفت تا آن كس كه بدبخت است ببدبختى برسد و آنكه خوشبخت است سعادتمند گردد.
(و حديث كرد ما را محمّد بن يعقوب از محمّد بن حسن و علىّ بن محمّد و آنان از سهل بن زياد و او از محمّد بن سنان و او از محمّد بن منصور صيقل و او از پدرش كه گفت):
من و حارث بن مغيره و گروهى از آشنايان در محضر حضرت ابى جعفر (امام باقر) ٧ بوديم و آن حضرت گفتگوى ما را ميشنيد [در كافى است كه حضرت صادق گفتگوى ما را ميشنيد] آنگاه خبر را تا آخر نقل كرده است جز آنكه در هر بار ميفرمود: (نه بخدا قسم آنچه كه بآن چشم دوختهايد نخواهد شد) و جمله را با قيد سوگند ادا ميفرمود.
(٢) ١٧- (خبر داد ما را ابو سليمان احمد بن هوذة بن ابى هراسه باهلىّ او گفت:
حديث كرد ما را ابراهيم بن اسحاق نهاوندىّ او گفت: حديث كرد ما را عبد اللَّه بن حمّاد انصارى از صباح مزنى و او از حارث بن حصيره و او از اصبغ بن نباته و او از):