الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٩٢ - باب ٤(رواياتى كه مىگويند امامان دوازده نفرند و از طرف خدا برگزيده شدهاند)
بدر او گفت: حديث كرد مرا جدّ من بدر بن عيسى[١] او گفت:) از پدرم عيسى بن موسى كه مرد با هيبتى بود پرسيدم و گفتمش از تابعين كه را ديدهاى؟ گفت نمىفهمم [بمن] چه ميگوئى ولى در كوفه بودم شنيدم كه در مسجد جامع كوفه شيخى از عبد خير روايت ميكرد كه او گفت شنيدم امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب صلوات اللَّه عليه ميفرمود:
رسول خدا ٦ مرا فرمود: اى على امامان بار شد و رهبر و معصوم از فرزندان تو يازده امام است[٢] و تو نخستين آنانى و آخرينشان نامش نام من است خروج ميكند و زمين را پر از داد ميكند همان طور كه از ستم و بيداد پر شده باشد چه بسا كه كس بنزدش مىآيد و مال هم چنان روى هم انباشته شده است عرض ميكند اى مهدى مرا چيزى عطا فرما و او ميگويد هر چه خواهى برگير.
(١) ٢٤- (حديث كرد ما را ابو الحارث عبد اللَّه بن عبد الملك بن سهل طبرانىّ او گفت: حديث كرد ما را محمّد بن مثنّى بغدادىّ او گفت: حديث كرد ما را محمّد بن اسماعيل رقّى او گفت حديث كرد ما را موسى بن عيسى بن عبد الرّحمن او گفت حديث كرد ما را هشام[٣] بن عبد اللَّه دستوائىّ او گفت: حديث كرد ما را علىّ بن محمّد[٤] از عمر و بن شمر و او از جابر بن يزيد جعفى و او از):
[١] در كتابهاى رجالى كه در دسترس بود نام اين افراد ديده نشد.
[٢] در بعضى از نسخهها چنين است:( امامان مرشد راهنما كه حقوقشان غصب مىشود).
[٣] ظاهرا او همان هشام بن ابى عبد اللَّه دستوائى است و نام پدرش سنبز( بر وزن جعفر) است و او مردى است ثقه و نگهدار حديث چنانچه ابن حجر در التقريب گفته است.
[٤] نام مشتركى است و محققا معلوم نيست كه كيست و در بعضى از نسخهها( علىّ بن علىّ) است و او يا علىّ بن علىّ ابن نجاد است كه در تقريب عنوان شده است وثقه است و يا على بن على بن رزين برادر دعبل خزاعى است كه در رجال نجاشى و خلاصة الرجال علّامه حلّى عنوان شده است و گمان ميرود كه او علىّ بن حمّاد منقرى كوفى باشد و در نسخهها تصحيف شده و علىّ ابن محمد و يا علىّ بن علىّ نوشته شده است.