الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٣٦٤ - باب ١٩(آنچه در باره پرچم رسول خدا رسيده است و اينكه آن پرچم را پس)(از روز جمل كسى بجز امام قائم نخواهد افراشت)
شنيدم ابا عبد اللَّه (امام صادق) ٧ ميفرمود: گوئى مىبينم قائم را بر نجف كوفه كه جامهاى از استبرق (حرير بهشتى) بر تن دارد و زره رسول خدا را ميپوشد همين كه زره را پوشيد آنقدر گشايش مييابد كه قالب بدن آن حضرت مىشود سپس اسبى سياه و سفيد كه در ميان دو چشمش سفيدى روشنى هست سوار مىشود و پرچم رسول اللَّه ٦ را بهمراه دارد.
عرض كردم: پرچم هم اكنون هست و پنهان است يا آنكه پرچم را برايش مىآورند؟ فرمود: بلكه جبرئيل آن پرچم را مىآورد عمودش از عمودهاى عرش خدا است و بقيّهاش از نصرت خدا است بچيزى با آن پرچم فرود نميآيد مگر آنكه خداوند آن را هلاك ميسازد با آن پرچم نه هزار فرشته فرود مىآيند و سيصد و سيزده فرشته.
عرض كردم: فدايت شوم همه اين فرشتگان با اويند؟ فرمود: آرى آنان همان فرشتگانند كه با نوح در كشتى بودند و همانهائى كه با ابراهيم بودند آنجا كه بآتش انداخته شد همانهائى كه با موسى بودند هنگامى كه دريا براى او شكافته شد همانهائى كه با عيسى بودند وقتى كه خداوند او را بسوى خود بالا برد و چهار هزار فرشتگان نشاندارى كه با رسول خدا ٦ بودند و سيصد و سيزده فرشتهاى كه با آن حضرت بروز بدر بودند و با آنانند آن چهار هزار فرشتهاى كه بآسمان بالا رفتند تا اجازه جنگ در ركاب حسين ٧ را بگيرند ولى وقتى بزمين فرود آمدند آن حضرت كشته شده بود و آنان در نزد قبر او مو پريشان و غبار آلود هستند تا روز رستاخيز بر او ميگريند و آنان منتظر خروج قائم هستند.
(١) ٥- (خبر داد ما را عبد الواحد بن عبد اللَّه بن يونس او گفت: حديث كرد ما را محمّد بن جعفر قرشىّ او گفت: حديث كرد ما را ابو جعفر همدانىّ او گفت:
حديث كرد ما را موسى بن سعدان از عبد اللَّه بن قاسم حضرمىّ و او از عمرو بن ابان كلبىّ و او از ابان بن تغلب كه گفت):