الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٣٢٠ - (باب - ١٤)(رواياتى كه نشانههاى پيش از قيام قائم را بيان ميكند)(و دلالت بر آن دارد كه ظهور آن حضرت همان طور كه)(ائمه
ظلمى بر آل محمّد را نميگذارد مگر آنكه ميسوزاند[١].
(١) ٥٠- (حديث كرد ما را احمد بن محمّد بن سعيد او گفت: حديث كرد مرا علىّ بن حسن از برادرش محمّد بن حسن[٢] و او از پدرش و او از احمد بن عمر حلبىّ و او از حسين بن موسى و او از معمّر بن يحيى بن سام و او از ابى خالد كابلىّ و او از):
ابى جعفر (امام باقر) ٧ كه آن حضرت فرمود: گوئى قومى را مىبينم كه از خاور خروج كردهاند و خواستار حقّند ولى بآنان داده نميشود سپس باز خواستار حقّشان شوند و بآنان ندهند چون چنين بينند شمشيرها برهنه كنند و بر گردنها گذارند اين وقت حقّ آنان را بآنان بدهند ولى آنان نپذيرند تا آنكه قيام كنند و آن باز ندهند مگر بصاحب شما كشتهگانشان شهيدند، هان كه اگر من آن روز را درك ميكردم جان خود را براى يارى صاحب اين امر نگاه ميداشتم.
(٢) ٥١- (حديث كرد ما را احمد بن محمّد بن سعيد او گفت: حديث كرد ما را
[١] گوئى امام باقر از راوى پرسيده است كه مضمون آيه واقع شده است يا آنكه بعدا واقع خواهد شد؟ و سپس خودشان فرمودهاند كه يكى از مصاديق آيه در آينده خواهد شد چنانچه در تفسير قمّى است( كه از امام باقر ٧) از معناى اين آيه سؤال شد فرمود:
آتشى از مغرب سر كشد و فرشتهاى آن را از پشت ميراند تا از سمت خانه بنى سعد بن همّام بمسجدشان ميرسد و خانهاى از بنى اميّه بجاى نميگذارد مگر آنكه همه را با اهلش ميسوزاند و خانهاى كه در آن ستمى آل محمّد شده باشد نميگذارد مگر آنكه ميسوزاند و اين همان مهدىّ است. و مقصود آنكه از علامتها و نمونههاى كار مهدىّ ٧ آنست كه همان طور كه آنان زيد بن علىّ و يارانش را در ثويّه تا كناسه و ثقيف كشتند بايد انتقام پس بدهند و هر خانهاى كه خونى در آن از آل محمّد ريخته شده باشد سوزانده مىشود.
[٢] در نسخهها چنين است( از پدرش و محمّد بن الحسن) گوئى كلمه( از پدرش و) زايد است و صحيحتر اينكه( علىّ بن الحسن از محمّد بن الحسن و او از پدرش) هم چنان كه در سندهاى معمول چنين است زيرا ابن فضّال بواسطه دو برادرش محمّد و احمد از پدرش روايت ميكند.