الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٧٦ - باب ٤(رواياتى كه مىگويند امامان دوازده نفرند و از طرف خدا برگزيده شدهاند)
است بلكه حديث را كاملا بياد سپرده و همان طور كه شنيده است بىكم و زياد نقل ميكند ناسخ و منسوخ را ميداند بناسخ عمل ميكند و منسوخ را بدور مىاندازد و ميداند كه اوامر و نواهى رسول خدا مانند قرآن ناسخ و منسوخ و عامّ و خاصّ و محكم و متشابه دارد گاهى اتّفاق مىافتاد كه رسول خدا ٦ كلامى ميفرمود كه دو صورت داشت يك معناى عامّ و يك معناى خاصّ مانند قرآن، خداى عزّ و جلّ ميفرمايد: وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا (آنچه را كه پيغمبر براى شما آورد آن را بگيريد و از آنچه شما را باز داشت باز ايستيد).
و آن كلام رسول خدا را كسى مىشنيد كه معرفت نداشت [و نمىفهميد] كه مقصود خداى عزّ و جلّ چيست و مقصود پيغمبر خدا چه ميباشد و همه اصحاب رسول خدا ٦ آن چنان نبودند كه اگر چيزى مىپرسيدند پاسخش را ميفهميدند، كسى بود كه مىپرسيد ولى در مقام فهميدن نبود تا آنجا كه دوست داشتند عربى بيابانى و يا رهگذرى بيايد و از رسول خدا سؤالى كند و آنان گوش بدهند[١].
(١) ولى من هر روز در وقت مخصوصى بخدمت رسول خدا ميرسيدم آن حضرت مجلس را خلوت ميكرد فقط من بودم و او و اصحاب رسول خدا ميدانند كه آن حضرت
[١] مجلسىّ« ره» گويد بدين جهت دوست داشتند كه چون پيغمبر در نظر عرب بيابانى و يا رهگذر، بزرگ نمىنمود لذا آزادانه در مقام فهم سؤال خود بودند و اصحاب نيز از فرصت استفاده ميكردند يا آنكه پيغمبر ٦ پاسخ را بر طبق فهم آنان ميداد و كاملا توضيح ميداد اصحاب نيز ميفهميدند.
مترجم گويد: ظاهرا مقصود حضرت آنست كه اصحاب رسول خدا غالبا در مقام فهم نبودند و فقطّ پرسش را يك نوع وظيفه براى خود ميدانستند و يا عادتى بود در ميانشان و لذا وقتى عربى و يا رهگذرى اين پرسش را مىكرد از آنان اسقاط تكليف ميشد و هم اكنون نيز در ميان جمعى از عوام كه با علماء محشورند چنين عادتى هست.