الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ١٤١ - (باب - ٧)(روايات در باره كسى كه در يكى از امامان شك كند و يا شبى بر او)(بگذرد كه در آن شب امام خودش را نشناسد و يا آنكه دينى)(را براى خدا بپذيرد بدون آنكه امامى از طرف خدا داشته باشد)
گزيند كافر است و مرتدّ از دين اسلام است زيرا امام از جانب خدا است و دين او [از] دين خدا است و كسى كه از دين خدا دورى جويد ريختن خونش در آن حال روا است مگر آنكه باز گردد و يا از آنچه گفته است بخدا توبه كند.
[مترجم گويد: ترديد امام ٧ در رجوع و يا توبه با آنكه هر دو بيك معنا است ظاهرا از آن جهت است كه اولى يعنى رجوع و باز گشت نسبت بانكار كه امرى است قلبى و درونى يعنى در دل بامامت آن امام اعتقاد پيدا كند و دوّمى يعنى توبه بخدا از آنچه گفته است نسبت بدورى گزيدن از امام است كه بزبان در ميان اجتماع از امام ٧ دورى جسته و اظهار تبرّى نموده است. و بعبارت روشنتر اگر حقيقتا اعتقاد بامام ندارد بايد از عقيدهاش باز گردد و اگر معتقد است ولى بزبان تبرّى كرده و امامت امام را رد كرده است بايد از گفتهاش توبه نمايد و گر نه خونش حرام است].
(١) ٤- (خبر داد ما را احمد بن محمّد بن سعيد او گفت: حديث كرد ما را يحيى بن زكريّا بن شيبان بسال ٢٧٣ او گفت: حديث كرد ما را علىّ بن سيف بن عميره او گفت:
حديث كرد ما را ابان بن عثمان از حمران بن اعين كه گفت):
از ابا عبد اللَّه ٧ امامان را پرسيدم فرمود: كسى كه يكى از امامان زنده را انكار كند همه امامانى را كه از دنيا رفتهاند انكار كرده است.
(٢) ٥- (حديث كرد ما را محمّد بن يعقوب از حسين بن محمّد و او از معلى و او از ابن جمهور و او از صفوان و او از ابن مسكان كه گفت):
از شيخ[١] ٧ در باره امامان پرسيدم فرمود: كسى كه يكى از امامان
[١] مقصود از شيخ در اين روايت امام صادق است چنانچه در كمال الدّين و در بعضى از نسخههاى اين كتاب تصريح بآن حضرت شده است و احتمال ميرود كه مقصود از شيخ در روايت امام موسى بن جعفر ٧ باشد چنانچه علّامه مجلسىّ( ره) استظهار فرموده و راوى از ترس حكومت وقت كه جلب شود تصريح بنام آن حضرت نكرده است و در بعضى از نسخهها كلمه« ٧» نيست.