الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ١٠٦ - باب ٤(رواياتى كه مىگويند امامان دوازده نفرند و از طرف خدا برگزيده شدهاند)
زياد بن علاقه و سماك بن حرب و حصين بن عبد الرّحمن[١] و همگى اينان از جابر بن سمره) كه رسول خدا ٦ فرمود:
(پس از من دوازده جانشين خواهد بود) سپس چيزى فرمود كه من نفهميدم، بعضى از حاضرين گفت: من از مردم پرسيدم گفتند: فرمود: (همگى آنان از قريشند).
(١) ٣٣- (خبر داد ما را محمّد بن عثمان او گفت: حديث كرد ما را احمد[٢] او گفت: حديث كرد ما را عبيد اللَّه بن عمر او گفت: حديث كرد ما را سليمان اعمش او گفت حديث كرد ما را ابن عون[٣] از شعبى و او از جابر بن سمره) كه گفت:
[١] زياد بن علاقه ثعلبى كنيهاش ابو مالك كوفى است بسال ١٢٥ مرده است ابن معين ثقهاش دانسته و سماك بن حرب بن اوس ابو المغيره كوفى يكى از اعلام تابعين است ابو حاتم و ابن معين توثيقش نمودهاند چنانچه در خلاصه تذهيب الكمال است و اما حصين بن عبد الرحمن: او ابو الهذيل سلمى كوفى عموزاده منصور بن معتمر است كه بيشتر دانشمندان فن او را توثيق كردهاند.
[٢] ظاهرا او همان ابن ابى خيثمه است كه گذشت و از عبيد اللَّه بن عمر قواريرى ابو سعيد بصرى روايت ميكند و او را ابن معين توثيق كرده است و در ماه ذى الحجة ٢٣٥ وفات كرد چنانچه در تذهيب و كاشف است و در بعضى از نسخهها- عبد اللَّه بن عمر است- كه گويا غلط نوشته شده.
[٣] مقصود از او عبد اللَّه بن عون خزاز بصرى است كه كنيهاش نيز ابو عون است و يكى از اعلام است چنانچه در تذهيب است و گفته است كه ابن مهدى گويد: در عراق كسى از ابن عون داناتر بسنت نيست و روح بن عباده گويد: من از او پركارتر در عبادت نديدم، بسال ١٥١ وفات كرد و سليمان بن مهران اعمش از او روايت ميكند و چنانچه عجلى گويد اوثقه و نگهدار حديث است و ابن حجر گويد: او حافظ عارف بقرائت و با ورع و تقوى است. و سليمان بن احمر- و يا سليمان بن احمد كه در بعضى از نسخهها است از اشتباهات نويسندگان است و امّا شعبى، او عامل بن شراحيل حميرى ابو عمرو كوفىّ است كه از پيشوايان معروف است و مكحول گفته است: كه من فقيهتر از او را نديدم و در تقريب گويد: ابو عمر وثقه و مشهور و فقيه است پس از سال يك صد وفات نموده و در حدود هشتاد سال از عمرش گذشته بود.