الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٣٦٣ - باب ١٩(آنچه در باره پرچم رسول خدا رسيده است و اينكه آن پرچم را پس)(از روز جمل كسى بجز امام قائم نخواهد افراشت)
آنان را ميبرد و در كعبه مىآويزد و سخنگويش اعلام ميكند اينانند دزدان خدا سپس بقريش ميپردازد و بجز شمشير ردّ و بدل نميشود و قائم ٧ خروج نميكند تا آنكه دو نوشته (قطعنامه) بيزارى از علىّ ٧ خوانده مىشود يكى در بصره و ديگرى در كوفه.
(١) ٣- (خبر داد ما را عبد الواحد بن عبد اللَّه بن يونس او گفت: حديث كرد ما را محمّد بن جعفر قرشىّ او گفت: حديث كرد ما را محمّد بن حسين بن ابى الخطّاب او گفت: حديث كرد ما را محمّد بن سنان از حمّاد بن ابى طلحه و او از ابى حمزه ثمالىّ كه گفت):
ابو جعفر (امام باقر) ٧ مرا فرمود: اى ثابت گوئى قائم اهل بيتم را مىبينم كه روى باين نجف شما آورده- و با دست اشاره بسمت كوفه كرد- و همين كه روى بنجف شما كند پرچم رسول خدا ٦ را ميگشايد و چون آن را باز كرد فرشتگان بدر بر او فرود مىآيند.
عرض كردم: پرچم رسول خدا ٦ چيست؟ فرمود: عمودش از عمودهاى عرش خدا و از رحمت او است و بقيّهاش از نصرت خدا است بچيزى با آن پرچم فرود نميآيد مگر اينكه خداوند آن را هلاك ميكند.
عرض كردم: پس در نزد شما پنهان است تا آنكه قائم قيام كند يا آنكه آن موقع براى او مىآورند؟ فرمود: نه بلكه برايش مىآوردند. عرض كردم: چه كسى براى او مىآورد؟ فرمود: جبرئيل ٧.
[شرح: محتمل است كه نفى آن حضرت از باب تقيّه باشد تا حكّام جور بجبر مطالبهاش نكنند و محتمل است تأويلى در پرچم باشد].
(٢) ٤- (خبر داد ما را احمد بن محمّد بن سعيد او گفت: حديث كرد ما را علىّ ابن حسن تيملى او گفت: حديث كرد ما را حسن و محمّد فرزندان علىّ بن يوسف از سعدان بن مسلم و او از عمر بن ابان كلبىّ و او از ابان بن تغلب كه گفت):