الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٦
بازگشت و دست بدامن مردم باطل پرست شد آنچه بر سرش آمده از آن بوده است كه كمتر با روايت و علم سر و كار داشته و درك و فهم نداشته است اين تيره روزان اگر بدنبال علم هم رفتند نخواستند كه خود را بزحمت انداخته و از كانهاى خالص علم آن را بدست آورند و باز گو كنند.
گذشته از آنكه اگر هم روايت ميكردند ولى معناى روايت را درك نميكردند مانند آن بود كه روايت نكردهاند چنانچه جعفر بن محمّد عليهما السّلام فرموده است:
قدر و منزلت شيعيان ما را در نزد ما از آنجا بشناسيد كه چقدر از ما روايت كردهاند و چه اندازه از روايات ما فهميدهاند زيرا روايت نياز بفهم دارد و اگر يك روايت را بفهمى بهتر است از هزار روايت كه نفهميده باز گو كنى.
و بيشتر آنانى كه بدين مذهبها گرويدهاند چند حالت دارند بعضى از آنان هستند كه بدون تأمّل و دانش پيروى كرده و لذا با كمترين شبههاى راه را گم كرده و سرگردان مىشود.
و بعضى از آنان هدفش از پيروى دين و مذهب همانا دنيا و متاع دنيوى بوده است و از اين رو همين كه گمراهكنندگان و دنيا پرستان او را بسوى دنيا بكشند او نيز ميل بدنيا نموده و دين را در راه دنيا از دست ميدهد و فريب سخنان دروغ شيطانها را ميخورد كه خداوند در قرآنش آنان را توصيف فرموده آنجا كه فرمايد: شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً شياطين انس و جنّ بمنظور فريب دادن حرفهاى دروغ را بيكديگر ميرسانند[١] و آنكه فريب خورده است همچون تشنهاى است كه نمكزار را از دور آب مىپندارد و برق آن در چشم شخص تشنه هم چون موج آب مينمايد تا آنگاه كه به نزديك آن رسد چيزى نمىيابد چنانچه خداى عزّ و جلّ فرموده است[٢].
[١] النعام: ١١٢.
[٢] النور: ٣٩.