الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٢٠٦ - (باب ١٠)(آنچه در باره غايب شدن امام منتظر امام دوازدهم رسيده است و اينكه مولاى ما)(امير المؤمنين و امامان بعد از او
[شرح: ظاهرا مقصود آنست كه آن حضرت خودش ميراثش را مطالبه ميكند].
(١) ٢١- (و حديث كرد ما را احمد بن محمّد بن سعيد او گفت: حديث كرد ما را ابو محمّد عبد اللَّه بن مستورد اشجعىّ او گفت: حديث كرد ما را محمّد بن عبيد اللَّه ابو جعفر حلبىّ او گفت حديث كرد ما را عبد اللَّه بن بكير از زراره كه گفت):
شنيدم ابى عبد اللَّه (امام صادق) ٧ ميفرمود: همانا قائم را پيش از قيامش غيبتى است، عرض كردم: چرا؟ فرمود: ميترسد، و با دستش اشاره بشكمش كرد- يعنى از كشته شدن.
(خبر داد ما را محمّد بن يعقوب كلينىّ از محمّد بن يحيى و او از جعفر بن محمّد و او از حسن بن معاويه و او از عبد اللَّه بن جبله و او از عبد اللَّه بن بكير و او از زراره كه گفت):
شنيدم ابا عبد اللَّه امام صادق ميفرمود: و حديث سابق را عينا نقل كرده است.
[شرح: شيخ در كتاب غيبتش فرموده است پنهان شدن آن حضرت هيچ جهتى ندارد بجز آنكه بر جان خودش ميترسد كه مبادا كشته شود و اگر جهتى غير از اين داشت جايز نبود كه پنهان شود بلكه ميبايست سختىها و آزارها را متحمّل ميشد كه درجات امامان و همچنين پيامبران عليهم السّلام با تحمّل سختيهاى بزرگ در راه خدا بالا ميرود.
اشكال: خداوند چرا مانع از كشته شدن آن حضرت نميشود و ميان او و كسى كه ميخواهد او را بكشد مانع ايجاد نميكند؟
جواب: اگر مقصود آنست كه خداوند مردم را از كشتن آن حضرت منع كند بطورى كه منافات با تكليف نداشته باشد يعنى مردم را از مخالفت با آن حضرت نهى كند و پيروى او را واجب سازد همه اينها را كه خداوند تعالى انجام داده است.
و اگر مقصود آنست كه حقيقتا ميان آن حضرت و دشمنانش حائل شود اين