الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٣٧٦ - (باب - ٢١)(رواياتى كه احوال شيعه را بهنگام خروج قائم
ابى [عبد اللَّه] جعفر [بن محمّد] عليهما السّلام كه آن حضرت فرمود: چگونه خواهيد بود هنگامى كه ياران قائم ٧ خيمهها در مسجد كوفان بر پا كنند سپس مثال تازهاى براى آنان بيرون آورده شود امر تازهاى كه بر عرب سخت خواهد بود.
[شرح: ظاهرا مقصود از مثال تازه قرآن باشد].
(١) ٧- (خبر داد ما را محمّد بن همّام او گفت: حديث كرد مرا جعفر بن محمّد بن مالك او گفت: حديث كرد ما را ابو طاهر ورّاق او گفت: حديث كرد مرا عثمان بن عيسى از ابى الصبّاح كنانىّ كه گفت):
در محضر ابى عبد اللَّه (امام صادق) ٧ بودم كه پير مردى داخل شد و عرض كرد: فرزندانم مرا عاق كردهاند و [برادرانم] ستم بر من روا داشتهاند ابو عبد اللَّه ٧ فرمود: مگر ندانستهاى كه حقّ را دولتى است و باطل را دولتى و هر دو دوران حكومت رفيقش ذليل است (يعنى حقّ در دوران حكومت باطل و باطل در دوران حكومت حقّ) [پس هر آن كس كه آسايش دوران باطل نصيبش گردد در دوران حكومت حقّ از او قصاص گرفته مىشود].
(٢) ٨- (حديث كرد ما را ابو سليمان احمد بن هوذه او گفت: حديث كرد ما را ابو اسحاق ابراهيم بن اسحاق نهاوندىّ او گفت: حديث كرد مرا عبد اللَّه بن حمّاد انصارى از محمّد بن جعفر بن محمّد عليهما السّلام و او از):
پدرش ٧ كه فرمود: چون قائم قيام كند بكشورهاى روى زمين هر كشورى كسى را ميفرستد و ميگويد فرمان تو در كف دست تو است[١] هنگامى كه كارى پيش آمد كند كه آن را نفهى و ندانى چگونه در آن قضاوت كنى بكف دست خود نگاه كن و بآنچه در آنست عمل كن. فرمود: و سپاهى بقسطنطنيه ميفرستد كه چون
[١] در بعضى از نسخهها در هر دو مورد روايت كه كلمه( كف) است( كنف) نوشته شده است.