الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٧٧ - باب ٤(رواياتى كه مىگويند امامان دوازده نفرند و از طرف خدا برگزيده شدهاند)
جز با من با هيچ يك از اصحاب، چنين رفتارى نداشت. گاهى اين خلوت در خانه من ميشد كه غالبا رسول خدا بخانه من تشريف مىآورد و گاهى هم كه من بيكى از خانههاى رسول خدا ميرفتم خانه را براى من خلوت ميكرد و زنهايش را بيرون ميكرد و كسى جز من در خدمت آن حضرت نمىماند ولى وقتى آن حضرت براى خلوت كردن منزل من تشريف مىآورد نه فاطمه بيرون ميرفت و نه هيچ يك از فرزندان من و هر گاه كه من پرسش را آغاز ميكردم آن حضرت مرا پاسخ ميگفت و چون خاموش مىنشستم و پرسشهايم پايان مىيافت آن حضرت خود شروع بسخن ميكرد و دعا ميكرد كه خداوند سخنان او را در ياد من نگهدارد و بمن بفهماند و از وقتى كه پيغمبر در باره من دعا كرده است هيچ را فراموش نكردهام.
و به رسول خدا ٦ عرض كردم اى پيغمبر خدا از آن دم كه آن دعا در باره من كردهايد از آنچه مرا آموختهايد هيچ فراموش نكردهام پس چرا هنگامى كه املاء ميفرمائيد دستور نوشتناش را ميدهيد آيا ميترسيد كه باز فراموش كنم؟
فرمود: برادرم، من از آن نمىترسم كه تو فراموش كنى و يا ندانى زيرا خداوند مرا خبر داده است كه دعاى مرا در باره تو و شريكانت كه پس از تو خواهند بود مستجاب فرموده است و اينكه مينويسى براى شريكانت خواهد ماند.
عرض كردم: يا رسول اللَّه شريكان من كيانند؟ فرمود: كسانى كه خداوند آنان را با خودش و با من قرين ساخته و فرموده است: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ (اى كسانى كه ايمان آوردهايد فرمان خدا را بريد و فرمان رسول خدا و فرمان صاحبان امر را) و اگر از ستيزه در كارى ميترسيد آن را بخدا و رسول و صاحبان امر برگردانيد.
(١) عرض كردم: اى پيغمبر خدا آنان كيانند؟ فرمود: اوصياء تا آنكه در كنار حوض بر من وارد شوند همهشان راهنما و رهبر هستند كسى كه آنان را خوار كند