الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ١٦٩ - (باب ١٠)(آنچه در باره غايب شدن امام منتظر امام دوازدهم رسيده است و اينكه مولاى ما)(امير المؤمنين و امامان بعد از او
امام ٧ تشبيه كرده است امام غايب را بستارگان كه بنا بر اين معنى تشبيه است نه تفسير.
(و خبر داد ما را محمّد بن يعقوب از علىّ بن محمّد و او از جعفر بن محمّد و او از موسى بن جعفر بغدادىّ و او از وهب بن شاذان و او از حسن بن ابى الربيع همدانىّ كه گفت: حديث كرد ما را محمّد بن اسحاق از اسيد بن ثعلبه و او از امّ هانى) مانند همين روايت را نقل كرده است فقطّ بجاى كلمه (كالشّهاب الواقد) كلمه (كالشهاب يتوقد) است يعنى ستاره در شب تاريك ميدرخشد.
(١) ٧- (محمّد بن يعقوب از جمعى از رجالش روايت ميكند و آنان از سعد بن عبد اللَّه و او از احمد بن حسن و او از عمر بن يزيد و او از حسن بن ابى ربيع همدانىّ او گفت: حديث كرد ما را محمّد بن اسحاق از اسيد بن ثعلبه و او از امّ هانى كه گفت):
ابى جعفر محمّد بن علىّ امام باقر را ملاقات كردم و از آن حضرت معناى اين آيه را پرسيدم: فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ الْجَوارِ الْكُنَّسِ يعنى پس سوگند ياد نميكنم بچيزهائى كه بتأخير مىافتد و سيّاراتى كه پنهان مىشود، فرمود: امامى است كه خود را در زمان خودش بكنار ميكشد هنگامى كه مردم را اطلاعى از او بدست نباشد بسال ٢٦٠ سپس همچون ستاره فروزان در شب تار نمايان مىشود اگر آن روزگار را درك كردى چشمت روشن خواهد شد.
(٢) ٨- (محمّد بن همّام گفت: حديث كرد ما را احمد بن مابنداذ[١] او گفت:
حديث كرد ما را محمّد بن مالك[٢] او گفت: حديث كرد ما را محمّد بن سنان از كاهلىّ[٣]
[١] در بعضى از نسخهها( محمّد بن مابندار) است.
[٢] گويا او ابو جعفر بن محمّد بن مالك باشد. و در بعضى از نسخهها بجاى محمّد بن مالك( احمد بن هلال) است.
[٣] مقصود عبد اللَّه بن يحيى كاهلى است چنانچه در كافى در كتاب ايمان و كفر باب التراحم و التعاطف تصريح كرده است.