الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٣٦٥ - باب ١٩(آنچه در باره پرچم رسول خدا رسيده است و اينكه آن پرچم را پس)(از روز جمل كسى بجز امام قائم نخواهد افراشت)
ابو عبد اللَّه (امام صادق) ٧ فرمود: گوئى قائم را مىبينم كه چون بر پشت نجف برسد زره سفيد رسول خدا ٦ را بپوشد بدن او بر آن زره قالب گردد بطورى كه تمام بدن را فرا گيرد پس جامهاى از حرير بهشتى زره را ميپوشاند و اسب سياه و سپيدى كه او را است و در ميان دو چشمش سفيدى هست سوار شود و با آن اسب چنان گردشى كند كه اهل هيچ شهرى نمىماند مگر آنكه مىبينند كه آن حضرت با آنها است و در شهر آنها است و پرچم رسول خدا ٦ ميگشايد كه عمودش از عمودهاى[١] عرش خدا است و بقيّهاش از نصرت خدا است با آن بر چيزى سرازير نگردد مگر آنكه خداوند آن را هلاك گرداند.
عرض كردم: آيا آن پرچم الآن پنهان شده است يا برايش مىآورند؟ فرمود:
بلكه جبرئيل آن پرچم را مىآورد و چون باهتزازش در آورد مؤمنى نمىماند مگر آنكه دلش از پاره آهن سختتر مىشود و نيروى چهل مرد به او داده مىشود و مؤمن مردهاى نمىماند مگر آنكه آن سرور و شادى در قبرش داخل مىشود و اين بهنگامى است كه آنان در قبرهايشان بزيارت يك ديگر مىآيند و مژده قيام قائم ٧ را بهمديگر ميدهند و سيزده هزار فرشته و سيصد و سيزده فرشته ديگر بر آن حضرت فرود مىآيند.
گويد: عرض كردم: همه اين فرشتگان با كسى پيش از او از انبياء بودهاند؟
فرمود: آرى، آنان همانها هستند كه با نوح در كشتى بودند و كسانى هستند كه با ابراهيم بودند آنجا كه بآتش افكنده شد و همانا هستند كه با موسى بودند هنگامى كه دريا براى او شكافته شد و كسانى هستند كه با عيسى بودند آن وقت كه خداوند او را بسوى خود بالا برد و آن چهار هزارند كه با پيغمبر ٦ صف بسته بودند و سيصد و سيزده فرشتهاى كه روز بدر بودند و چهار هزارى كه فرود آمدند و ميخواستند در ركاب حسين ٧ بجنگند و اجازه نيافتند پس بازگشتند تا دستور بگيرند همين كه دوباره فرود آمدند حسين ٧ كشته شده بود پس
[١] در بعضى از نسخهها است كه( چوبش از عمودهاى عرش خدا است) و بنظر مترجم اين صحيحتر است و كلمه( عود) به( عمود) تحريف شده است.