الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٩٥ - باب ٤(رواياتى كه مىگويند امامان دوازده نفرند و از طرف خدا برگزيده شدهاند)
را سه بار گفت و در روايت غير كلينّى چنين است: (بوسيله اين داد آنان را خواهم گرفت هر چند پس از گذشت زمانى باشد).
[مترجم گويد: ظاهر روايت آنست كه حضرت صادق انعقاد سوگند را امضا فرموده است و او را راهنمائى فرموده باينكه اكنون كه بايد هرگز بروزها غذا نخورى پس روزه بگير كه ثوابى هم برده باشى مگر در آن موارد كه روزه در آنها بحسب اين روايت جايز نيست.
و يا آنكه مقصود راوى از غذا نخوردن روزه گرفتن بوده است و حضرت فرموده كه نسبت باين روزها سوگند منعقد نميشود، و امّا ذكر داستان كشته شدن سيّد الشّهداء ٧ براى فهماندن اين مطلب است كه قائم ٧ باين زوديها قيام نخواهد كرد زيرا در روايت كلينىّ چون بايد دوازده امام يكى پس از ديگرى بيايد تا نوبت بدوازدهمى برسد.
و امّا در روايت غير كلينىّ علاوه بر آن، جمله (و لو بعد حين) هست و گرفتن دست امام دوازدهم يا كنايه از نشان دادن آن حضرت است و يا كنايه از تأييد خداى تعالى است آن حضرت را و يا آنكه اسناد مجازى است و مقصود آنست كه جبرئيل يا فرشته ديگر و يا رسول خدا مثلا بامر حقّ تعالى دست آن حضرت را گرفت].
(١) ٢٧- (خبر داد ما را محمّد بن يعقوب كلينىّ او گفت: حديث كرد ما را علىّ ابن ابراهيم بن هاشم از پدرش و او از ابن ابى عمير و او از ابن اذينه و او از ابان بن ابى عيّاش و او از سليم بن قيس هلالى كه گفت):
از عبد اللَّه بن جعفر طيّار شنيدم كه ميگفت: من و حسن و حسين و عبد اللَّه بن عبّاس و عمر بن امّ سلمه[١] و اسامة بن زيد نزد معاويه بوديم مرا با معاويه سخنى
[١] بعضى از اعلام گفته است كه چون عمر بن ابى سلمه در صفّين كشته شده است پس مقصود از ربودن در نزد معاويه زمان يكى از خلفاء ثلاثه بوده است ولى ايشان عمر بن ابى سلمة ابن عبد اللَّه بن اسد بن هلال بن عبد اللَّه بن مخزوم قرشىّ مدنىّ را كه ربيب رسول خدا بود و در سال ٢ هجرى متولّد و بسال ٨٣ وفات كرده است بعمر بن ابى سلمة بن عبد الرّحمن بن عوف زهرى كه در صفين كشته شد اشتباه كرده است.