الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٣٨٨ - (باب - ٢٤)(در باره اسماعيل بن ابى عبد الله
مسّ نميكنند.
[شرح: ظاهرا اشاره بقرآنى است كه امير المؤمنين ٧ آن را جمع كرده و از ودائع امامت است].
(١) ٥- (حديث كرد ما را محمّد بن همّام او گفت: حديث كرد ما را حميد بن زياد او گفت: حديث كرد ما را حسن بن محمّد بن سماعه او گفت: حديث كرد ما را احمد بن حسن ميثمىّ از محمّد بن اسحاق و او از پدرش كه گفت):
بر ابى عبد اللَّه ٧ وارد شدم و پرسيدم كه صاحب اين امر پس از او كيست؟ بمن فرمود او همان صاحب بهمه است و موسى ٧ بچّهاى بود كه در يكطرف خانه به بزغاله مادهاى از بزغالههاى مكّه ميفرمود: بخدائى كه تو را آفريده است سجده كن.
[شرح بهمه: بزغاله و يا بره را گويند] (٢) ٦- (حديث كرد ما را ابو سليمان احمد بن هوذه باهلىّ او گفت: حديث كرد ما را ابراهيم بن اسحاق نهاوندىّ از عبد اللَّه بن حمّاد انصارىّ و او از معاوية بن وهب كه گفت).
بخدمت ابى عبد اللَّه (امام صادق) ٧ رسيدم ابا الحسن موسى عليه- السلام را ديدم كه آن روز سه ساله بود و بزغاله مادهاى از اين بزغالههاى مكّه بهمراه داشت كه طناب گردنش را گرفته و بآن ميگفت بآن خدائى كه تو را آفريده است سجده كن، آنهم سه بار اين كار را كرد كودكى باو گفت: اى آقاى من باو بگو بميرد موسى ٧ بكودك فرمود: واى بر تو من زنده كنم و بميرانم؟ خداوند زنده ميكند و ميميراند.
(٣) ٧- (از سخنان مشهور ابى عبد اللَّه (امام صادق) ٧ هنگامى كه كنار قبر اسماعيل ايستاد: اندوه من بحال تو بيش از اندوه من بر جدائى تو است بار الها من همه آنچه را كه اسماعيل از حقّ من كه بر او واجب كرده بودى كوتاهى نموده