الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٢٧٤ - بودن آن حضرت فرزند زن اسير و فرزند برگزيده از كنيزان
براى او ميگشايد.
اى ابا حمزه، امام قائم قيام نميكند مگر هنگامى كه ترس و وحشت فراوان در اجتماع باشد و زمين لرزهها و گرفتارى و بلا گريبان گير مردم شود و پيش از اينها بيمارى طاعون شيوع يابد- و هنگامى قيام كند- كه در ميان عرب شمشير برانى و در ميان مردم اختلاف سختى بوده باشد و مردم دينشان در هم و بر هم و حالشان دگرگون باشد آنچنان كه آرزوكننده در هر بامداد و شام آرزوى مرگ ميكند از بسكه ميبيند گرفتارى مردم بزرگ است و همديگر را ميخورند.
و خروج آن حضرت بهنگام يأس و نااميدى است، اى خوشا بحال كسى كه بآن حضرت برسد و از يارانش باشد، و واى و همه واى بر كسى كه با او مخالفت كند و با دستورات او مخالفت ورزد و از دشمنانش باشد سپس فرمود: او قيام ميكند با دستورى نو و روشى نوين و قضاوتى تازه كه بر عرب سخت آيد كارش بجز كشتن نباشد و از كسى توبه نپذيرد و در راه خدا تحت تأثير هيچ ملامت و سرزنشى قرار نگيرد.
(١) ٢٣- (حديث كرد ما را احمد بن محمّد بن سعيد او گفت: حديث كرد ما را قاسم بن محمّد بن حسن بن حازم او گفت: حديث كرد ما را عبيس بن هشام از عبد اللَّه ابن جبله و او از علىّ بن ابى المغيره كه گفت: حديث كرد ما را عبد اللَّه بن شريك عامرى از بشر بن غالب اسدى او گفت):
حسين بن علىّ ٧ مرا فرمود: اى بشر از قريش چه ميماند اگر قائم مهدىّ پانصد نفر از آنان را پيش كشد و همه را دست بسته گردن زند سپس پانصد نفر را پيش كشد و همه را دست بسته گردن زند سپس پانصد تن و همه را دست بسته گردن زند گويد: بحضرتش عرض كردم: خداوند حال شما را اصلاح فرمايد آيا باين مقدار ميرسند؟ حسين بن علىّ عليهما السّلام فرمود: هم پيمان هر طايفه از آن عدّه است. راوى گويد: بشير بن غالب برادر بشر بن غالب بمن گفت: من گواهى ميدهم كه حسين بن علىّ شش بار براى برادرم شمرد- يا شش بار گفت- (بر حسب