الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٢٥٤ - وصف رفتار و كردار آن حضرت
(١) [٦- (خبر داد ما را محمّد بن يعقوب او گفت: حديث كرد ما را أبو القاسم بن علاء همدانىّ [حديث را رسانده به][١] عبد العزيز بن مسلم كه او گفت):
در خدمت [مولايمان] امام رضا در مرو بوديم نخستين روزها كه بمرو رسيده بوديم ما و اصحاب ما در روز جمعه در مسجد جامع گرد هم آمديم و سخن از امامت بميان آوردند و از اختلاف فراوانى كه در آن شده ياد كردند، من بخدمت آقايم [رضا] رسيدم و حضرتش را از سخنهائى كه گفته بودند آگاه نمودم. حضرت لبخندى زد و فرمود: اى عبد العزيز مردم ندانسته گول رأىهاى خود را خوردند، همانا خداى تبارك اسمه پيامبرش را قبض روح نكرد تا آنكه دين او را كامل فرمود و قرآنى بر او فرو فرستاد كه تفصيل هر چيزى در آن بود و در آن قرآن حلال و حرام و حدود و احكام و همه آنچه را كه مردم نيازمندش بودند بطور كامل بيان كرد، و فرمود «ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ» (در قرآن چيزى فرو گذار نكرديم) و در حجّة الوداع كه در آخر عمرش بود آيه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً مائده: ٥» (امروز دين شما را براى شما كامل كردم و نعمت خودم را براى شما تمام كردم و راضى شدم كه اسلام دين شما باشد) را فرو فرستاد و موضوع امامت بستگى بتماميّت دين دارد و پيغمبر از دنيا نرفت تا آنكه براى امّتش دانستنيهاى دين را بيان كرد و راهشان را روشن فرمود و آنان را بر دين حقّ بجاى گذاشت[٢] و علىّ را بر ايشان راهنما و پيشوا بپاداشت و هيچ از نيازمنديهاى امت نگذاشت مگر آنكه بيان كرد پس كسى كه گمان كند كه خداوند دينش را كامل نكرده است كتاب
[١] راوى ميان ابو القاسم و عبد العزيز برادر عبد العزيز قاسم بن مسلم است چنانچه در كمال الدين است و اين خبر و خبر بعد از اين در پارهاى از نسخهها نيست ولى علامه مجلسى در مرآة اشاره فرموده است كه اين دو خبر در غيبت نعمانى گفته شده است.
[٢] كافى:
ُ( و تركهم على قصد سبيل الحقّ)
آنان را در حالى گذاشت كه طريق درست و راه حقّ داشتند.