الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٢٠٨ - (باب ١٠)(آنچه در باره غايب شدن امام منتظر امام دوازدهم رسيده است و اينكه مولاى ما)(امير المؤمنين و امامان بعد از او
عرض كردم: دوباره بفرمائيد. پس آن حضرت كتاب چرمين و يا صفحهاى خواست و در آن براى من نوشت.
(١) ٢٣- (و حديث كرد از براى ما احمد بن محمّد بن سعيد او گفت: حديث كرد ما را ابو عبد اللَّه يحيى بن زكريا ابن شيبان از كتابش گفت: حديث كرد ما را يونس بن كليب او گفت: حديث كرد ما را معاوية بن هشام از صباح او گفت: حديث كرد ما را سالم اشل از حصين تغلبىّ كه گفت):
حضرت ابى جعفر محمّد بن علىّ (امام باقر) ٧ را ملاقات كردم آنگاه مانند حديث پيش را نقل كرده بجز آنكه گويد: سپس كه آن حضرت از سخنش فارغ شد نگاهى بمن كرد و فرمود: بياد گرفتى [يا] برايت بنويسم؟ عرض كردم:
ميل شما است پس تكّهاى از چرم يا صفحهاى بخواست و آن را براى من نوشت و بمن داد و حصين آن نوشته را براى ما بيرون آورد و خواند و سپس گفت: اين نوشته امام باقر است.
[شرح از مجلسىّ: مقصود از پدرى كه خونش باز خواست نشده است يا امام حسن عسكرىّ است و يا امام حسين و يا جنس پدر كه شامل همه امامان است و اينكه فرمود كنيه عمويش را دارد شايد كنيه يكى از عموهاى آن حضرت أبو القاسم بوده است و يا يكى از كنيههاى آن حضرت ابو جعفر و يا ابو الحسن و يا ابو محمّد است و احتمال هست كه مقصود از (المكنّى بعمه) آن باشد كه بخاطر عمويش جعفر.
يعنى از ترس او نام او بطور صريح برده نميشود و يا بكنايه گفته مىشود و نامش نام پيغمبرى است، يعنى پيغمبر ما و اين تعبير يا از راه تقيّه است و يا از آن روى كه از بردن نام آن حضرت نهى شده است].
(٢) ٢٤- (و حديث كرد ما را محمّد بن همّام او گفت: حديث كرد مرا جعفر بن محمّد بن مالك او گفت: حديث كرد مرا عبّاد بن يعقوب او گفت: حديث كرد مرا حسن بن حمّاد طائى از ابى الجارود و او از):