الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٧
(١) و بعضى از آنان خود را باين مذهب آراسته تا ريا ورزد و ظاهر سازى كند و از اين راه برياستى كه عاشق و دلباخته آنست برسد بدون آنكه بحقّ بودن آن معتقد باشد و يا خلوصى در كار خود بدست آورد خداوند او را بد منظر و بد حالش كند و عذابش را براى او آماده سازد.
و بعضى از آنان اين مذهب را پذيرفته است ولى در باره صحّت گفتارش ايمانى ضعيف و ارادهاى سست دارد و از اين رو همين كه چنين آزمايش كه اولياء خدا پيش از سيصد سال ما را بآن هشدار دادهاند پيش مىآيد، متحيّر و سرگردان ميايستد چنانچه خداى تعالى فرمايد: كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً فَلَمَّا أَضاءَتْ ما حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَكَهُمْ فِي ظُلُماتٍ لا يُبْصِرُونَ[١]: مانند كسى كه آتشى برافروزد و همين كه گرداگرد او را روشن ساخت خداوند نور آنان را بگيرد و آنان را در تاريكيها كه هيچ نه بينند واگذارد چنانچه فرمايد: كُلَّما أَضاءَ لَهُمْ مَشَوْا فِيهِ وَ إِذا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قامُوا[٢] تا زمانى كه آتش روشنائى مىبخشد در پرتو آن راه مىپيمايند و چون بتاريكى گرايد از راهپيمائى باز ايستند.
كسى كه خداوندش نصيبى از دانش داده باشد و او را بچيزى رسانده باشد كه ديگرى را بآن نرسانده و آنچه را كه به برادران دينى او مشتبه است براى او روشن فرموده و در سرگردانيها آنان را بشاهراه رهبرى فرموده و آنان را از مرتبه شك بروشنائى يقين آورده.
من تصميم گرفتم كه قربتا الى اللَّه رواياتى را كه از پيشوايان دينى رسيده است از زمان امير المؤمنين ٧ تا آخرين امامى كه از او روايتى در باره غيبت صادر شده نقل كنم و كسى كه خداوند او را از فهم اين غيبت و راهيابى بآنچه از ائمّه عليهم السّلام رسيده است دور داشته است چشم دل او را از فهم حقيقت و درك
[١] البقرة ١٧.
[٢] البقرة ٢٠.