الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٢٦٧ - بودن آن حضرت فرزند زن اسير و فرزند برگزيده از كنيزان
(١) ١١- (حديث كرد ما را محمّد بن همّام و محمّد بن حسن بن جمهور هر دو از حسن بن محمّد بن جمهور و او از پدرش و او از سليمان بن سماعة و او از ابى الجارود و او از قاسم بن وليد همدانى و او از حارث اعور همدانى كه گفت):
امير المؤمنين ٧ فرمود: (پدرم بفداى كسى كه فرزند برگزيده از كنيزان است يعنى قائم كه از اولاد او است- كه آنان را ذليل ميكند[١] و كاسه تلخ بگلوشان ميريزد و بجز شمشير مرگ چيزى بآنان نميدهد اين هنگام تبهكاران قريش آرزو ميكنند كه اى كاش دنيا و هر چه در آنست از آن آنان بود و فدا ميدادند تا مگر از جرم آنان چشم پوشى شود ولى دست بردار نخواهيم بود تا خداوند راضى شود (٢) ١٢- (خبر داد ما را احمد بن محمّد بن سعيد او گفت: حديث كرد ما را علىّ ابن حسن تيملىّ او گفت: حديث كرد ما را احمد و محمّد فرزندان حسن از پدرشان و او از ثعلبة بن ميمون و او از يزيد بن ابى حازم كه گفت):
از كوفه بيرون شدم چون بمدينه رسيدم بخدمت ابى عبد اللَّه (امام صادق) شدم و سلامش كردم از من پرسيد رفيقى بهمراهت بود؟ عرض كردم: آرى. فرمود:
صحبتى هم ميكرديد؟ عرض كردم: آرى، مردى از (مغيريّه)[٢] همراه من شد. فرمود:
چه ميگفت؟ عرض كردم: چنين مىپنداشت كه محمّد بن عبد اللَّه بن حسن همان قائم است و دليل بر اين آنكه نامش نام پيغمبر و نام پدرش نام پدر پيغمبر است، و من باو در پاسخ گفتم: اگر دليلت فقطّ نام است اينك در فرزندان حسين نيز محمّد بن عبد اللَّه بن علىّ است. او بمن گفت: اين فرزند كنيز است يعنى محمّد بن عبد اللَّه بن علىّ و اين فرزند آزاد زن است يعنى محمّد بن عبد اللَّه بن حسن بن الحسن. (امام
[١]
ُ يسومهم خسفا
اى يذلهم:( المنجد).
[٢] مغيريّه: ياران مغيرة بن سعيدند همان دروغ پردازى كه بحضرت باقر ٧ دروغ مىبست و مردم را در ابتداء كار بمحمّد بن عبد اللَّه بن حسن ميخواند و آنچه در پارهاى از نسخهها است كه( معتزله) نوشته شده غلط است.