الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٢٤٧ - باب ١٢(آنچه بشيعه ميرسد از آزمايش و پراكندگى و اختلاف در)(زمان غيبت تا آنجا كه كسى حقيقتا باقى نمىماند بجز همان)(اندكى كه امامان توصيفشان فرمودهاند)
امير المؤمنين ٧ كه آن حضرت فرمود: همچون زنبور عسل در ميان پرندهها باشيد كه همه پرندگان آن را ناتوان انگارند و اگر بدانند كه چه بركتى در اندرون او است با او چنين رفتار نكنند، با مردم بزبانها و پيكرهايتان بياميزيد و بدلها و كردارها از آنان كناره گيريد.
سوگند بكسى كه جان من بدست او است آنچه را كه دوست ميداريد نخواهيد ديد تا آنكه بعضى از شماها بصورت ديگرى تف بيندازد و تا آنكه بعضى از شما بعضى ديگر را دروغگو و دروغ پرداز بنامد و تا آنكه نماند از شما- يا آنكه فرمود: از شيعه من- مگر مانند سرمه در چشم و نمك در غذا، و الآن براى شما مثلى مىآورم و آن اينكه مردى را گندمى باشد كه آن را پاك و پاكيزه كرده و در خانهاى بريزد و مدّتى گندم در آن خانه بماند و پس از گذشت زمانى كه از آن بازديد كند به بيند كه كرم بآن افتاده پس آن گندم را بيرون آورد و تميز و پاكش كند و سپس باندرون اطاق ريزد و تا مدّتى در آن اطاق بماند سپس كه از گندم باز ديد كند ببيند باز تعدادى كرم در ميان گندم است پس آن را بيرون آورده و تميز و پاكش كند و باطلاق باز گرداند و همين طور اين كار تكرار شود تا آنكه يك دسته از آن بماند مانند گندمهاى كميابى كه كرم نتواند بآن زيان برساند و شما نيز اين چنين از هم تميز خواهيد يافت تا آنگاه كه از شما نماند مگر جمعيّتى كه گرفتارى نتواند هيچ زيانى بآنان برساند.
(حديث كرد ما را احمد بن محمّد بن سعيد او گفت: حديث كرد ما را علىّ بن حسن تيملىّ او گفت: حديث كردند ما را محمّد و احمد فرزندان حسن از پدرشان و او از ثعلبة بن ميمون و او از ابى كهمس و شخص ديگر و حديث را بامير المؤمنين رسانده و همين حديث را نقل ميكند و اين حديث در اوّل اين كتاب گفته شد).
(١) ١٨- (حديث كرد ما را عبد الواحد بن عبد اللَّه بن يونس او گفت: حديث كرد ما را احمد بن محمّد بن رباح زهرى كوفى او گفت: حديث كرد ما را محمّد بن عبّاس