الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ١٨١ - (باب ١٠)(آنچه در باره غايب شدن امام منتظر امام دوازدهم رسيده است و اينكه مولاى ما)(امير المؤمنين و امامان بعد از او
جعفر حميرى از محمّد بن عيسى و حسن بن ظريف و آن دو از حمّاد بن عيسى و او از عبد اللَّه بن سنان كه گفت):
من و پدرم بمحضر ابى عبد اللَّه (امام صادق) ٧ رسيديم فرمود:
چگونه خواهيد بود اگر در حالى قرار گيريد كه در آن حال نه رهبرى را به بينيد، و نه نشانه چشمگيرى بدست باشد، از اين حيرت نجات نيابد مگر آن كس كه مانند گرفتار غرقاب دست بدعا بردارد. پدرم گفت: اين بخدا قسم بلائى است پس ما در آن هنگام چكار كنيم فدايت شوم؟ فرمود: چون چنين شود- و شخص تو هرگز بآن روز نخواهى رسيد- همان عقيدهاى را كه داريد از دست مدهيد تا وضع براى شما روشن شود.
(١) ٥- (و به همين سند از محمّد بن عيسى و او از حسن بن ظريف و او از حارث ابن مغيره نضرى و او از):
ابى عبد اللَّه (امام صادق) ٧ روايت ميكند كه گفت: بآن حضرت عرض كردم: بما روايت شده است كه صاحب اين امر روزگارى در دسترس مردم نخواهد بود در چنين وضعى ما چه بكنيم؟ فرمود: همان امر اوّل را كه بر آن هستيد از دست مدهيد تا كار براى شما روشن شود.
(٢) ٦- (محمّد بن همّام با سند خودش حديث را به ابان بن تغلب ميرساند كه):
از ابى عبد اللَّه (امام صادق) ٧ نقل ميكند كه فرمود: روزگارى بر مردم بيايد كه (سبطه) بر آنان دست دهد و علم در آن هنگام جمع شود همچون مار كه در سوراخش جمع مىشود مردم در چنين حالى كه هستند بناگاه ستارهاى بر آنان طلوع كند عرض كردم: (سبطه) چيست؟ فرمود: فترت: (سستى) عرض كردم ما در اين ميان چه بكنيم؟ فرمود: بر همان اعتقاد كه اكنون هستيد باشيد تا آن هنگام كه خداوند براى شما ستاره شما را بر آورد.
(٣) ٧- (بهمين سند از ابان بن تغلب و او از):