الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ١٩٥ - (باب ١٠)(آنچه در باره غايب شدن امام منتظر امام دوازدهم رسيده است و اينكه مولاى ما)(امير المؤمنين و امامان بعد از او
جعفر حميرى از محمّد بن عيسى و او از صالح بن محمّد و او از يمان تمّار كه گفت):
ابو عبد اللَّه (امام صادق) ٧ فرمود: صاحب اين امر را غيبتى است كه هر كس در آن دوران دين خود را در دست داشته باشد مانند كسى است كه بخواهد با كشيدن كف دست بر شاخه قتاد خارهايش را بكند. سپس اندكى سر بزير افكند سپس فرمود: همانا صاحب اين امر را غيبتى است بنده بايد از خدا بپرهيزد و دينش را محكم نگه دارد.
(و حديث كرد مرا محمّد بن يعقوب كلينىّ از محمّد بن يحيى و حسن بن محمّد و آن دو از جعفر بن محمّد كوفىّ و او از حسن بن محمّد صيرفىّ و او از صالح بن خالد و او از يمان تمّار كه گفت در محضر ابى عبد اللَّه ٧ نشسته بوديم كه فرمود از براى صاحب اين امر غيبتى است .... و بقيه روايت را نقل كرده است).
صاحب اين غيبت و كسى كه همه مردم بجز اندكى در ولادت و در سنّ او شكّ داشته باشند و كسى كه از نظر بيشتر مردم پنهان باشد و تصديق بامر او نداشته باشند و بوجودش ايمان نياورند بجز امام منتظر ٧ چه كسى ميتواند باشد؟
و مگر اين همان نيست كه امامان راستگو عليهم السّلام كسيرا كه بر امر ثابت قدم باشد و در حال غيبتش معتقد بولادتش باشد با آنكه مردم از گرد او پراكنده شوند و از او نااميد شوند و كسى را كه معتقد بامامتش باشد بمسخره گيرند و او را بناتوانى نسبت دهند ولى آنان همچنان جازم و حقّ جو باشند و فرداى قيامت آنان دشمنانشان را بمسخره گيرند، امامان چنين كس را تشبيه كردهاند بكسى كه بخواهد خارهاى شاخه قتاد را با كشيدن كف دست بر آن از شاخه بر كند و در نهايت سختى صبر و تحمّل داشته باشد.
و آن همين گروه اندكى است كه جدايند از گروه بسيارى كه مدّعى شيعهگرى هستند و هواهاى نفس، آنان را پراكنده ساخته و دلهايشان از تحمّل حقّ و از شكيبائى بر تلخى آن بتنگ آمده و از تصديق بوجود امامى كه شخصش را نمىبينند و غيبتش