الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ١٩٣ - (باب ١٠)(آنچه در باره غايب شدن امام منتظر امام دوازدهم رسيده است و اينكه مولاى ما)(امير المؤمنين و امامان بعد از او
و بخدا قسم در خاندان شما كسى بمانند شما نيست چرا خروج نميكنيد؟
فرمود: اى عبد اللَّه بن عطاء گوش بسخنان احمقان دادهاى؟ آرى بخدا قسم كه من صاحب شما نيستم. عرض كردم: پس صاحب ما كيست؟ فرمود: به بينيد هر كس كه ولادتش از مردم غايب باشد صاحب شما او است همانا هر كس از ما كه انگشت نما و زبان زد مردم باشد دق مرگ مىشود و يا بمرگ طبيعى از دنيا ميرود.
[شرح: عبارت روايت چنين است:
«انّه ليس منا احد يشار اليه بالأصابع و يمضغ بالالسن الامات غيظا او حتف انفه»
و مجلسىّ فرمايد: محتمل است كه اين ترديد از راوى باشد و يا آنكه فقطّ تغيير در عبارت باشد، يعنى اگر خواستى چنين بگو و اگر خواستى چنان ولى آن طور كه ما ترجمه كرديم و ظاهرش نيز همين است هيچ يك از دو توجيه ضرورت ندارد مخصوصا توجيه دوّم كه بىوجه است و ظاهرا در حديث تصحيفى رخ داده باشد و صحيحش حديث هشتم است كه خواهد آمد].
(حديث كرد ما را محمّد بن يعقوب كلينىّ او گفت: حديث كرد ما را حسين بن محمّد و غير او از جعفر بن محمّد و او از علىّ بن عبّاس بن عامر و او از موسى بن هلال كندىّ و او از عبد اللَّه بن عطاء مكىّ و او از ابى جعفر (امام باقر) ٧ و همين حديث را نقل كرده است).
(١) ٨- (حديث كرد ما را علىّ بن احمد از عبيد اللَّه بن موسى علوىّ او گفت:
حديث كرد مرا محمّد بن احمد قلانسىّ در مكّه بسال ٢٦٧ او گفت: حديث كرد ما را علىّ بن الحسن از عبّاس بن عامر و او از موسى بن هلال و او از عبد اللَّه بن عطاء مكّى) كه گفت:
از واسط بقصد حجّ بيرون شدم و بخدمت ابى جعفر محمّد بن علىّ (امام باقر) ٧ رسيدم از من وضع مردم و نرخها را پرسيد عرض كرم: مردم را در حالى گذاشتم كه همه گردنهاشان بسوى شما كشيده شده است اگر خروج كنيد همه مردم پيرو شما خواهند بود. فرمود: اى پسر عطا گوش بسخنان احمقان دادهاى؟