الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٣٦٦ - (باب - ٢٠)(آنچه در باره سپاه خشم كه اصحاب قائم
آنان در كنار قبر او مو پريشان و غبار آلود تا روز رستاخيز ميگريند و رئيسشان فرشتهاى است كه منصورش گويند.
(١) هيچ زائرى بزيارتش نميرود مگر اينكه آنان او را استقبال ميكنند و هيچ وداعكنندهاى با آن حضرت وداع نميكند مگر آنكه آنان مشايعتش كنند و هيچ بيمارى نيست مگر آنكه آنان بعيادتش روند و هيچ مردهاى نمىميرد مگر آنكه بر او نماز ميگذارند و پس از مرگش براى او طلب آمرزش كنند و همه اينان بانتظار قيام قائم هستند.
پس درود خدا بر كسى كه اين چنين نزد خداى عزّ و جلّ منزلت و رتبه و مقام دارد و خداوند از رحمتش دور گرداند كسيرا كه اين مقام را براى ديگرى كه سزاوارش نيست و اهليّت آن را ندارد و خداوند اين كار را براى او نه پسنديده است ادّعا كند و خداوند با رحمت و منّتش ما را بدوستى آن حضرت سرافراز فرمايد و ما را از ياران و شيعيان او قرار دهد.
(باب- ٢٠) (آنچه در باره سپاه خشم كه اصحاب قائم ٧اند و شمارهشان) (و صفتشان و آنچه بآن گرفتار ميشوند رسيده است)
(٢) ١- (حديث كرد ما را محمّد بن همّام او گفت: حديث كرد ما را حميد بن زياد كوفىّ او گفت: حديث كرد ما را محمّد بن علىّ بن غالب از يحيى بن عليم و او از ابى جميله مفضّل بن صالح و او از جابر كه گفت):
حديث كرد مرا كسى كه مسيّب بن نجبه را ديده بود كه گفت: مردى بهمراه مردى ديگر كه او را ابن السّوداء ميگفتند بنزد امير المؤمنين ٧ آمد، و عرض كرد: يا امير المؤمنين اين شخص بخدا و رسولش دروغ مىبندد و شما را هم شاهد ميگيرد. امير المؤمنين ٧ فرمود خيلى عريض و طويل سخن گفته چه ميگويد؟