الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٢٧٦ - (حكم آن حضرت
كند و مرا از اين ماجرا وحشتى سخت فرا گرفته است.
(١) فرمود: اى بنده خدا خانه كه نه ميخورد و نه مىآشامد كنيزت را بفروش آنگاه در جستجو باش هر يك از همشهريهاى خود را ديدى كه بزيارت اين خانه آمده و خرجىاش تمام شده است از آن پول آن مبلغ بآنان بده كه بتوانند بشهرهاى خودشان باز گردند، و من هم همين كار را كردم و سپس هر يك از پرده داران را كه ميديدم از من ميپرسيد كنيز را چه كردى؟ من نيز آنچه را كه ابو جعفر دستور داده بود ميگفتم، آنان ميگفتند: او دروغگوى نادانى است كه نميفهمد چه ميگويد من گفتار آنان را بامام باقر عرض كردم فرمود: سخن آنان را بمن رساندى سخن مرا نيز بآنان برسان. عرض كردم: آرى ميرسانم. فرمود: بآنان بگو ابو جعفر شما را گفت: چگونه خواهيد بود اگر دستها و پاهاى شما بريده شود و در كعبه آويزان شود سپس به شما پيشنهاد شود كه بايد فرياد بزنيد: مائيم دزدان خانه خدا، همين كه خواستم برخيزم فرمود: من خود اين كار را نخواهم كرد بلكه مردى از خاندان ما اين كار را انجام خواهد داد[١].
(حكم آن حضرت ٧)
(٢) ٢٦- (خبر داد ما را علىّ بن حسين او گفت: حديث كرد ما را محمّد بن يحيى او گفت: حديث كرد ما را محمّد بن حسّان رازىّ او گفت: حديث كرد ما را محمّد ابن علىّ صيرفىّ از حسن بن محبوب و او از عمرو بن شمر و او از جابر كه گفت):
مردى بخدمت ابى جعفر (امام باقر) ٧ رسيد و بآن حضرت عرض كرد: خداوند سلامتت بدارد اين پانصد درهم را از من بستان كه زكاة مال من است. ابو جعفر ٧ باو فرمود: نزد خودت باشد و بهمسايههاى مسلمان و
[١] كلينى در كتاب حج كافى در باب( آنچه بكعبه اهداء مىشود) رواياتى آورده است كه هديههاى كعبه حكمش چيست و چه بايدش كرد.