الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ١٩٩ - (باب ١٠)(آنچه در باره غايب شدن امام منتظر امام دوازدهم رسيده است و اينكه مولاى ما)(امير المؤمنين و امامان بعد از او
حازم بن حبيب):
كه گفت: بخدمت ابى عبد اللَّه (امام صادق) ٧ رسيدم عرض كردم:
خداوند احوال شما را اصلاح فرمايد پدر و مادر من از دنيا رفتهاند و حجّ بجا نياوردهاند و خداوند روزى عنايت فرموده و احسان كرده است در باره نيابت حجّ از طرف آنان چه ميفرمائيد؟ فرمود: بكن كه حجّ باو ميرسد.
سپس فرمود: اى حازم از براى صاحب اين امر دو غيبت است كه در دوّمى ظهور ميكند، پس اگر كسى بيايد و بتو بگويد كه دستش را از خاك قبر او تكان داده است تصديقش مكن.
[شرح: كنايه از مرگ آن حضرت است يعنى اگر كسى بتو بگويد كه من با دست خودم او را بقبر گذاشتم و خاك بر او ريختم باور مكن].
(حديث كرد ما را عبد الواحد بن عبد اللَّه او گفت: حديث كرد ما را احمد ابن محمّد بن رباح زهرىّ او گفت: حديث كرد ما را احمد بن علىّ حميرىّ از حسن بن ايّوب و او از عبد الكريم بن عمرو و او از ابى حنيفه سايق[١] و او از حازم ابن حبيب) كه گفت:
بحضرت ابى عبد اللَّه ٧ عرض كردم: پدرم مرده است و او مردى بود از عجم و من ميخواهم از عوض او حجّ كنم و براى او صدقه بدهم نظر شما در اين باره چيست؟ فرمود: بكن كه باو خواهد رسيد سپس بمن فرمود: اى
[١] او سعيد بن بيان و كنيهاش ابو حنيفه و لقبش سايق الحاج است زيرا از كوفه حاجيان را بهمراه خود بمكّه ميبرد و از وليد بن صبيح روايت شده است كه او گفت بامام صادق ٧ عرض كردم كه ابى حنيفه هلال ذى الحجّه را در قادسيّه ديده و عرفه را با ما بود فرمود عباداتش درست نيست، نجاشى او را عنوان كرده و گفته است كه ابو حنيفه سائق الحاج همدانىّ ثقة است و از امام صادق روايت كرده است و او را كتابى است كه عدهاى از اصحاب ما آن را روايت كردهاند.