الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٢٥٢ - وصف رفتار و كردار آن حضرت
مردم و مرگ حقيقت و ظهور ستم خروج ميكند بخدا قسم اگر خروج نكند گردنش را از پيكرش جدا سازند[١] با خروج او اهل آسمانها و ساكنينشان خرسند خواهند شد او مردى است پيشانى بلند و دماغ باريك كه وسط دماغش اندكى برآمدهگى دارد شكمش با ضخامت و رانهايش پهن و در ران راستش خالى است دندانهاى جلو از همديگر باز و زمين را پر از عدل و داد خواهد كرد همان طور كه پر از ستم و جور شده باشد.
(١) ٣- (حديث كرد ما را ابو سليمان احمد بن هوذة او گفت: حديث كرد ما را عبد اللَّه بن بكير از حمران بن اعين او گفت):
بحضرت ابى جعفر (امام باقر) ٧ عرض كردم: فدايت شوم من بمدينة رسيدم هميانى بميان داشتم كه هزار دينار در آن بود و من با خدا عهد كردهام كه آن هزار دينار را يك دينار يك دينار در خانه شما انفاق كنم يا آنكه پرسش مرا پاسخ گوئى. فرمود: اى حمران بپرس كه پاسخ خواهى شنيد و دينارهايت را انفاق مكن. عرض كردم: شما را بحق خويشاوندى كه با رسول خدا داريد سوگند كه شما صاحب اين امر و قائم بامر هستيد؟ فرمود: نه. عرض كردم: پدر و مادرم بفدايت پس او كيست؟ فرمود: او شخصى است سرخ و سفيد چشمانش گود و فرو رفته، برجسته پيشانى و شانه پهن و بر سرش سبوسه و بر صورتش اثرى است، خداوند رحمت كند موسى را[٢].
[١] در اين نسخه چنين است و شايد تحريف شده باشد و اصلش چنين باشد
ُ( لو يخرج قبل لضربت عنقه)
يعنى اگر پيش از وقت خروج كند گردنش را از پيكرش جدا سازند.
[٢] علّامه مجلسىّ فرمايد: شايد معنايش اين باشد كه پارهاى از مردم گمان ميكنند كه موسى بن جعفر ٧ قائم است ولى نه چنين است و يا اينكه آن حضرت فرموده است
ُ( رحم اللَّه فلانا)
چنانچه خواهد آمد يعنى خداوند فلانى را رحمت كند و واقفيّه آن كلمه را بموسى تعبير كردهاند.
و من ميگويم: بعيد نيست كه مقصود موسى بن عمران باشد و چون آن حضرت در پارهاى از اوصاف مذكور با موسى بن عمران شريك بوده چنين فرمودهاند و خدا دانا است.