الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٧٤ - باب ٤(رواياتى كه مىگويند امامان دوازده نفرند و از طرف خدا برگزيده شدهاند)
تفسير قرآن و احاديث رسول خدا ديدهام كه با گفته سلمان و مقداد و ابى ذرّ مخالف است و آنان چنين مىپندارند كه همه آنچه در دست مردم است باطل است آيا بنظر شما ممكن است كه آنان (مردم) عمدا برسول خدا دروغ بندند و قرآن را با رأىهاى خودشان تفسير كنند؟
گويد: علىّ ٧ متوجّه من شد و فرمود: اكنون كه پرسيدى پاسخش را نيكو بفهم: در ميان مردم حقّى است و باطلى و راستى و دروغى، و ناسخى و منسوخى، و خاصّى و عامّى، و محكمى و متشابهى[١] و چيزهائى كه براستى از رسول خدا بياد دارند و چيزهائى كه بخيال خودشان گفته رسول خدا است و در زمان خود رسول خدا آنقدر دروغ بآن حضرت بستند كه بپا ايستاد و خطبه خواند و فرمود:
اى مردم دروغ دروغ گويان از زبان من فراوان شده است هر كس كه از روى عمد بر من دروغ بندد جايگاه خود را از آتش آماده به بيند.
و سپس پس از وفات رسول خدا بر آن حضرت دروغ بستند و هر كس كه حديثى بنزد تو آورد جز اين نيست كه يكى از چهار نفر خواهد بود و پنجمى ندارد: (١) ١- مرد منافقى است كه تظاهر بايمان ميكند و با تصنع و ساختگى اسلام را بر زبان دارد، نه از گناه خود دارى ميكند و نه از دروغ عمدى گفتن بر رسول خدا پروائى دارد، و اگر مردم بدانند كه او منافقى است دروغ پرداز، نه از او مىپذيرند و نه تصديقش ميكنند ولى چه كنند؟ پيش خود ميگويند اين مرد با پيغمبر هم صحبت بوده و او را ديده و از او حديث شنيده است و باين جهت باطن او را نشناخته حديث را از او دريافت ميكنند و خداوند در قرآن از حال منافقين خبرها داده و توصيفها نموده و فرموده است وَ إِذا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسامُهُمْ وَ إِنْ يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ
[١] حقّ و باطل راجع به آراء و اعتقادات است و راست و دروغ نسبت باخبار و محكم آنست كه معناى صريح و روشن داشته باشد و متشابه آنكه چندين معنا داشته باشد و مراد از كلام معيّن و مشخص نباشد.