الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ١٦٥ - (باب ١٠)(آنچه در باره غايب شدن امام منتظر امام دوازدهم رسيده است و اينكه مولاى ما)(امير المؤمنين و امامان بعد از او
و كر و لال و كور و ديوانهوار نه كسى با آنان سخنى گويد و نه اجازه بآنان داده مىشود كه عذر كردارهايشان را بخواهند آنان كسانى هستند كه آتش چهرههاى آنان را كباب ميكند و آنان در آتش زشت رويانند.
بكعب گفته شد: اى كعب آنان كه بصورتهايشان افتادهاند و در چنان حالند كيانند؟ كعب گفت: آنان در گمراهى و ارتداد و پيمانشكنى بودهاند، چه بد چيزى كه براى خودشان از پيش فرستادند، هنگامى كه خدا را ملاقات كنند در حالى كه با خليفهشان و وصى پيغمبرشان و دانشمندشان و آقاشان و برترشان جنگ كردهاند، و با كسى كه آن روز پرچمدار است و صاحب حوض است و مايه اميد و اميد بخش در آن جهان است، و نشانهاى كه هرگز گم نام نمىماند، و راه روشنى كه هر كس از آن راه بكنار رفت هلاك شد و در آتش سرنگون گرديد، به پروردگار كعب سوگند كه اين شخص همان علىّ است كه از همه دانشمندتر و در اسلام از همه پيش قدمتر[١] و در حلم و بردبارى از همه بيشتر است.
شگفت كعب از آن كس است كه غير علىّ را بر علىّ مقدّم شمرد. (بارى) و از نسل (اين) عليست ان مهدى قائمى كه زمين را بزمين ديگرى مبدّل سازد، و عيسى بن مريم بوجود او بانصاراى روم احتجاج كند، آرى قائم مهدى از نسل علىّ است و از حيث خلقت و اخلاق و قيافه و هيبت شبيهترين مردم است بعيسى خداوند آنچه را كه بهمه انبياء عطا فرموده است باو عطا فرمايد و بيشتر و برتر، همانا از براى قائم كه از فرزندان علىّ است غيبتى است مانند غيبت يوسف و بازگشتى است همچون بازگشت عيسى بن مريم و پس از آنكه مدّتى غايب شد ظاهر مىشود در وقتى كه ستاره سرخ طلوع كرده و زوراء كه شهر «رى» است ويران شده و مزورة كه بغداد است فرو رفته و سفيانى خروج نموده و جنگ ميان اولاد عباس و جوانان ارمنيّة
[١] تقدّم اسلام علىّ٧ مورد قبول همه مورّخين است جز اينكه بعضى از مغرضين و يا نادانان گفتهاند كه چون سنّ آن حضرت كم بود اسلامش قابل توجّه نيست.