الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٣٧٩ - (باب - ٢٢) آنچه روايت شده در باره اينكه قائم
غريبان. عرض كردم: خداوند حال شما را اصلاح فرمايد اين را براى من شرح دهيد فرمود: [از آن جهت كه] دعوتكننده ما دعوت نوينى را از سر ميگيرد همان طور كه رسول اللَّه ٦ دعوت فرمود.
(و خبر داد ما را عبد الواحد بن عبد اللَّه بهمين سند از محمّد بن سنان و او از حسين بن مختار و او از ابى بصير و او از ابى عبد اللَّه (امام صادق) ٧ مانند همين حديث را).
(١) ٣- (و [بهمين سند] از ابن سنان و او از عبد اللَّه بن مسكان و او از مالك جهنىّ كه گفت):
به ابى جعفر (امام باقر) ٧ عرض كردم: ما صاحب اين امر را با صفتى توصيف ميكنيم كه هيچ كس از مردم آنچنان نيستند فرمود: نه بخدا قسم اين [هرگز] نميشود تا آنجا كه خود او عليه شما بهمين احتجاج كند و شما را بسوى آن دعوت كند.
[شرح: ظاهرا مقصود آنست كه توصيفهائى كه شما براى صاحب الامر كردهايد درست نيست و آن حضرت در آن اوصاف با بقيّه مردم شريك است حتّى موقعى كه خود او ظاهر شود و مردم بواسطه آنكه او متّصف بآن اوصاف نيست بانكارش برخيزند خود حضرت بمقام دفاع بر آيد و احتجاج كند و مردم را بخود و يا باوصافى كه در اوست دعوت فرمايد].
(٢) ٤- (خبر داد ما را احمد بن محمّد بن سعيد او گفت: حديث كرد ما را محمّد بن مفضّل بن ابراهيم او گفت: حديث كرد ما را محمّد بن عبد اللَّه بن زراره از سعد بن ابى عمر [و] جلّاب و او از):
جعفر بن محمّد ٧ كه آن حضرت فرمود: همانا اسلام غريبانه آغاز شد و بزودى بحال غربت همچون آغاز باز خواهد گشت پس خوشا بحال غريبان.
(٣) ٥- (حديث كرد ما را عبد الواحد بن عبد اللَّه بن يونس او گفت: حديث كرد ما را