الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٥٦ - باب ٤(رواياتى كه مىگويند امامان دوازده نفرند و از طرف خدا برگزيده شدهاند)
(١) و شهادت مىدهم بر محمّد بن على كه كار وصايت على با اوست.
و شهادت مىدهم بر جعفر كه كار وصايت محمّد با اوست.
و شهادت مىدهم بر موسى كه كار وصايت جعفر با اوست.
و شهادت مىدهم بر على كه او ولى موسى است[١] و شهادت مىدهم بر محمّد كه كار وصايت على با او است.
و شهادت مىدهم بر على كه كار وصايت محمّد با اوست.
و شهادت مىدهم بر حسن كه كار وصايت على با اوست.
و شهادت مىدهم بر مردى از فرزندان حسين كه بردن نام و كنيهاش روا نباشد تا آنگاه كه خداوند امر خود را آشكار سازد و زمين را با عدل و داد پر كند همانسان كه با جور و ستم پر شده باشد و سلام بر تو اى امير المؤمنين و رحمت و بركات خدا. سپس برخاست و رفت.
امير المؤمنين ٧ بحسن فرمود: اى ابا محمّد بدنبالش برو و به بين كجا مىرود؟ امام حسن گويد بدنبالش بيرون شدم همين كه پاى از مسجد بيرون نهاد نفهميدم بكجا شد بخدمت امير المؤمنين بازگشتم و از جريان آگاهش ساختم فرمود: اى ابا محمّد مىشناسىاش؟ گفتم: نه و خدا و رسول خدا و امير المؤمنين بهتر مىدانند فرمود: او خضر ٧ است.
[مترجم گويد: ظاهرا مقصود از وابستگى روح بباد و باد بهوا آنست كه آدمى بواسطه نفس كشيدن زنده است كه نفس همان باد است و آن بوسيله هوا انجام مىگيرد و مقصود از اينكه روح باد را جذب ميكند آنست كه شخص خواب رفته بنفس كشيدن خود ادامه مىدهد تا آنگاه كه پس از استراحت كافى بيدار مىشود و اگر اجلش سر آمده باشد هوا باد را جذب ميكند يعنى از نفس كشيدن باز ميماند و ميميرد.
و امّا مسأله ياد آمدن پس از فراموشى، آنچه مسلّم است اينكه كدورت خاطر موجب پريشانى آن و عروض نسيان است و چنانچه آدمى بخدا توجّه نمود نور انيّتى
[١] در بعضى از نسخهها است( كه كار وصايت موسى با او است).