الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٣٤٣ - (باب - ١٦)(رواياتى كه از تعيين وقت و نام بردن حضرت صاحب الامر جلوگيرى كرده است)
صيحهاى بر آنان زده مىشود كه ديگر نه نگهبانى كه جمعشان كند براى آنان ميماند و نه آواز دهندهاى كه آواز خود را بگوش آنان برساند و نه اجتماعى كه بر آن محور گرد آيند. و خداوند تعالى براى آنان مثلى در قرآنش آورده است[١]: حَتَّى إِذا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَها وَ ازَّيَّنَتْ [وَ ظَنَّ أَهْلُها أَنَّهُمْ قادِرُونَ عَلَيْها أَتاها أَمْرُنا لَيْلًا أَوْ نَهاراً] الآية يونس: ٢٤ (تا آنكه زمين وسايل زينت خود را گرفت و آرايش يافت و اهل زمين گمان كردند كه آنان مسلّط بر زمين شدند بناگاه امر ما شبانگاه يا بروز بر آن رسيد).
سپس محمّد بن حنفيّه بخدا سوگند ياد كرد كه اين آيه در باره آنان نازل شده است. من گفتم: فدايت شوم كار بزرگى را از اينان براى من بازگو كردى پس كى نابود خواهند شد؟ گفت: واى بر تو اى محمّد علم خداوند بر خلاف وقتى است كه تعيينكنندگان وقت ميگويند، همانا موسى قومش را وعده سى روزه داد و در علم خدا بود كه ده روز فزونتر خواهد شد و موسى را از آن آگاه نكرد و قوم موسى كافر شدند و گوساله را پس از رفتن موسى كه وقت گذشت پرستيدند و يونس قوم خود را وعده عذاب داد و در علم خدا كه از جرم آنان بگذرد كارش آن شد كه ميدانى، ولى هنگامى كه ديدى نيازمندى آشكارا روى آورده و مردى گويد كه ديشب بدون شام سر ببالين نهادم و تا هنگامى كه بهبينى مردى با تو باروئى بر خورد ميكند و سپس با روى ديگر، گفتم اين نيازمندى را فهميدم ولى آن ديگرى چيست؟ گفت: با روى باز با تو برخورد ميكند ولى چون بنزدش آئى تا مگر وامى از او ستانى با روى ديگر با تو برخورد ميكند اين هنگام نزديك است كه صيحه واقع شود.
(١) ٨- (خبر داد ما را احمد بن محمّد بن سعيد ابن عقده او گفت: حديث كرد ما را محمّد بن مفضّل بن ابراهيم بن قيس بن رمّانه اشعرى و سعدان بن اسحاق بن سعيد و احمد بن الحسين بن عبد الملك و محمّد بن احمد بن الحسن قطوانىّ همگى
[١] در بعضى از نسخهها است كه( خداوند مثل آنان را در قرآنش آورده است).