الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٣٤٤ - (باب - ١٦)(رواياتى كه از تعيين وقت و نام بردن حضرت صاحب الامر جلوگيرى كرده است)
اينان گفتند: حديث كرد ما را حسن بن محبوب زراد از اسحاق بن عمّار صيرفىّ كه گفت):
شنيدم ابى عبد اللَّه (امام صادق) ٧ ميفرمود: اين كار را وقت معينى بود[١] و آن سال يك صد و چهل بود[٢] ولى چون شما آن را بازگو كرديد و فاش نموديد خداوند آن را بتأخير انداخت.
(١) ٩- (خبر داد ما را احمد بن محمّد بن سعيد بهمين اسناد از حسن بن محبوب و او از اسحاق بن عمّار كه گفت):
ابو عبد اللَّه (امام صادق) ٧ مرا فرمود: اى ابا اسحاق اين كار دو بار بتأخير افتاده است[٣].
(٢) ١٠- (حديث كرد ما را محمّد بن يعقوب كلينىّ او گفت: حديث كرد ما را علىّ بن محمّد و محمّد بن الحسن از سهل بن زياد و محمّد بن يحيى از احمد بن محمّد همگى از حسن بن محبوب و او از ابى حمزه ثمالىّ كه گفت):
شنيدم ابا جعفر (امام باقر) ٧ ميفرمود: اى ثابت همانا خداى تعالى وقت اين كار را در سال هفتاد[٤] تعيين كرده بود چون حسين ٧ كشته شد خشم خداوند شدّت يافت[٥] و آن را تا سال يك صد و چهل بتأخير انداخت، و ما اين
[١] ظاهرا مقصود از( اين كار) فرج عمومى و بازگشت حقّ بدست اهلش باشد.
[٢] و آن سال امامت آن حضرت است زيرا امام باقر٧ بسال ١١٤ وفات فرموده و آن حضرت بسال ١٤٨ رحلت فرموده است.
[٣] بيان دو بار بتأخير افتادن در خبر بعدى خواهد آمد.
[٤] اينجا چنين است ولى در روايتى كه شيخ آن را در غيبت از ابى حمزه و او از امام باقر روايت كرده است چنين است( كه خداى تعالى وقت اين كار را تا سال هفتاد تعيين كرده بود) و معلوم است كه اين دو تعبير با هم فرق دارد زيرا مبدء فرج در دوّمى معلوم نيست و در كافى كلمه( سال) نيست و شايد آن درست باشد و كلمه سال را ناسخان حديث اضافه كرده باشند.
[٥] در كافى چنين است( خشم خداى تعالى بر اهل زمين يافت).