ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٩٣
واقعبينى و اينكه خود لنين هم درمىيافته كه نهضتى كه در يك بحران و در شرايط سياسى بحرانى قرار مىگيرد، پيشگيرى از نفوذ فرصتطلبان در داخل صفوف نهضت كه هيچ، حتى در عاليترين هستههاى رهبرى نهضت هم كار آسانى نيست. دوستان مىدانيد كه نهضت شوروى در يك بحران، يعنى در بحران جنگ جهانى، اول شروع شد. در سال ١٩١٧ انقلاب به مرحله رشد رسيد. البته از سالها قبل روى آن كار شده بود، اما در اين سال به مرحله رشد رسيد. اينكه بنده و آقايان در اين اتاق بنشينيم و بگوييم، اى بابا! چطور به ابو سفيان و معاويه ميدان دادند تا اينها اصلا به داخل جامعه اسلامى بيايند، اين «چطور» را فرد ايدهآليست به راحتى مىگويد. ولى يك آدم رئاليست واقعبين كه در ميدان عمل بزرگ شده مىداند كه گاهى اين ميدان دادنها، در مسير يك نهضت امرى اجتنابناپذير است. بنابراين، اين را مثال آوردم كه ببينيد پس از چندين قرن، با استفاده از وسايل گوناگونى كه در اوائل قرن بيستم براى يك حركت سياسى ايدئولوژيك مسير بوده، از رهبر سازنده آنجامعه چنين مطلبى را در نشريات خود آنجامعه نقل مىكنند. حالا برگرديم به عصر اسلام و فقدان وسيله و دشمنان سهمگين داخل و خارج تا ببينيد شرايط چقدر سنگينتر و چقدر مشكلتر بوده است.
تا اين لحظهاى كه با شما دوستان صحبت مىكنيم، جلوگيرى از راه يافتن افراد و گروههاى منافق يا فرصتطلب در يك نهضت، بهخصوص وقتى كه نهضت در حال به ثمر رسيدن و در دست گرفتن قدرت باشد،