ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٣١٨
صبح تا شب آماده باشد. در اين دوران انقلاب و در اين دوران ممتد بين سال ١٣٤١ تا حالا كه ١٣٥٩ است، مسئوليتها سنگين شده است. در اين ١٨ سال به تدريج روحانيت وارد ميدان و معركه شدند. عدهاى پيشتاز بودند و زودتر وارد شدند. عدهاى به دنبال آنها وارد شدند و در سال ١٣٥٧ در آن چند ماه آخر، كه بايد ملت ما يكجا و يكپارچه در مقابل مزدوران رژيم بايستد، همهتان شاهد بوديد كه بيشتر مساجد ما پايگاه رزم و نبرد بود. مردم، آنجا دورهم جمع مىشدند. روحانى مسجد محل همراه با مردم، دوشادوش مردم كار داشت، حركت داشت، فعاليت داشت. البته چون مىخواهم واقعيت ها را همانطور كه بوده مطرح كنم، در همان موقع هم گاهى جوانها گله مىكردند كه روحانى محل ما آنطور كه بايد تحرك ندارد، همكارى ندارد. ولى اينها استثنا است. در سال ١٣٥٧ بهخصوص از ماه رمضان به بعد حضور روحانيون با مردم در صحنههاى نبرد روزبهروز گستردهتر مىشد تا پيروزى بهمن ٥٧. با پيروزى بهمن ٥٧، روحانيت احساس مىكرد نظام طاغوتى مزدور، سرنگون شده؛ رژيم منفور از بين رفته؛ اما اين را هم احساس مىكرد كه خيلى خوب، اكنون پس از پيروزى مسائل زيادى هست كه تا ديروز به عهده رژيم بود، حالا به عهده كيست؟ مردم هر محل، از روحانى محل انتظاراتى داشتند؛ خيلى از اين آقايان روحانى، تماس مىگرفتند: آقا همين مردمى كه در طول انقلاب شب تا صبح كار كردند تعطيل كردند، كارشان را رها كردند، راهپيمايى كردند، تداركات فراهم كردند پلاكارت نوشتند، شعار تهيه كردند؛ نيروها