ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٢٠٨
مىتواند درك كند يا نه؟ آيا درك اين مسأله جز از طريق آورنده وحى از طريقى ديگر ممكن است؟ اين هم مسير دوم براى اثبات نياز به سنت. اگر سنت نباشد ما در مسلمانى دچار تحجّر مىشويم. گسترش لازم در تعاليم براى شرايط نو در پرتو سنت انجام مىشود. خود آيه آمد و گفت اگر ترسيدى نماز را كوتاه كن؛ سنت مىآيد وسيعترش مىكند و مىگويد اگر غرق هم مىشوى در آب هم نمازت را كوتاه كن؛ آنقدر كوتاه كه در دلت بگويى. اگر بيمارى و در بستر افتادهاى و نمىتوانى تكان بخورى، مثلا چشمت را عمل كردهاند و گفتهاند تكان نخور، همانطور خوابيده در دلت نماز بخوان؛ مثل همان غريق نماز بخوان. اين را چه كسى مىگويد؟ سنت.
كار خوبى مىكند يا كار بدى؟ كار خوبى است. اين نشانه كمال دين است.
كمال قرآن به اين نيست كه تمام جزئيات را براى تمام شرايط و ادوار و اعصار داشته باشد، چون در اين صورت ديگر كتاب نمىشود، مىشود يك كتابخانه! كمال قرآن به اين است كه راه تفسير را براى اهل تفسير باز گذاشته است. اين كمال قرآن به اين است كه ما مىگوييم عترت و سنت مكمل و مفسر كتاب است نه در مقابل آن. هرجا ديديد چيزى به نام عترت يا به نام سنت، مقابل كتاب و ضد كتاب بودند، بدانيد نه مال عترت است نه مال سنت. «ما خالف كتاب اللّه فاتركوه»؛ هرچه را مخالف كتاب بود دور بريزيد! اما هرچه را توضيح دهنده كتاب بود بايد بگيريم. پس به سؤال اول و سؤال دوم، هر دو، پاسخ داديم.
[يكى از حضار:] در مورد غرق شدن، يا اينكه مسلمان نمىتواند تكان بخورد،