ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٣٥٦
پيوند دانشجو و روحانى و روحانى و دانشجو، كارگر و كشاورز و كارمند و زن و مرد پيشهور و روحانى و جوان و پير، تنها مىتواند بر يك چنين محورى، زنده بماند. [تكبير حضار] اگر اين كار را بكنيم، ملت اين حضور و فداكارى را به صورت روزافزون از من و شما ببينند، مطمئن باشيد كه ديگر جاى نفوذ براى وسواسهاى خنّاس كه" يوسوسون فى صدور الناس[١]" چندان باز و فراخ نخواهد بود. هيچ زبانى و هيچ بيانى و هيچ استدلالى رساتر و گوياتر و نافذتر و قاطعتر از همرزمى و حتى پيشاهنگى و پيشگامى روحانيت آگاه و مبارز، در تداوم انقلاب اسلامى امتمان و نبرد پرشكوه و درخشان از خون و شهادت جامعهمان، عليه امريكاى جهانخوار نخواهد بود. به اميد آن روز! [تكبير حضار] به اميد آن روز كه بار ديگر در برابر دشمنان مسلح در خيابانها از پشت همين تريبونها و از داخل همين شبستانهاى مساجد، با روحى سرشار از ايمان و اميد و عشق به شهادت در راه خدا، دست در دست يكديگر از در مسجدها بيرون برويم، و اين بار ديگر، تفنگ و مسلسلهاى سبك داريم كه بدست بگيريم. اين بار با ژسهها تفنگها، برنوها، همه اينهايى كه در اختيار داريم، برويم به جنگ فانتومها و هليكوپترهاى دشمن غدار و خونخوار. مثل اينكه باز هم بايد شعار داد. ديگر شاه مرده است، ديگر شما احتياجى به مرگ بر شاه نداريد. ولى بايد شعارتان را همان جاى اصلىاش قرار بدهيد.
بايد باز هم عادت بكنيد از هر اجتماعى مىخواهيد بيرون برويد تا آنجا كه
[١] -. سوره ناس، آيه ٥.