ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٧٠
و زمينههاى مطالعاتىات براى فهم اين مسأله كافى است، برو مطالعه كن، اگر هم نيست آن را كنار بگذار. اين فرمول قرآن است. در مورد آن آيه، هم شيعه و هم سنى روايت كردهاند. روايت سنى را از على بن حاتم نقل مىكنند- يا از على بن حاتم يا از يكى ديگر از مسيحيانى كه اسلام آورده بود. مىگويد، بعد از نزول آن آيه دوم (اتخذوا احبارهم و رهبانهم اربابا من دون اللّه و المسيح عيسى بن مريم) نزد پيامبر آمد و عرض كرد يا رسول اللّه، ما اين پاپها و احبار و رهبان و قديسين را نمىپرستيم؛ ما در برابر آنها سجده نمىكنيم؛ ما براى آنها نماز و روزه نمىگزاريم. خيال مىكرد كه غير خداپرستى منحصر است به اينكه آدم در برابر او سجده كند. پيامبر فرمود، نه، و اللّه آنها براى اينان نماز نمىخواندند و روزه نمىگرفتند، و لكن چشم و گوش بسته آنها را اطاعت مىكردند و آنها حلال خدا را بدون سند حرام مىكردند و اينها گوش مىكردند، و حرام خدا را بدون سند حلال مىكردند و اينها تسليم حرف آنها مىشدند. در روايتى ديگر آمده است كه اينها مىگفتند فلان چيز حرام است؛ وقتى يك آيه از كتاب الهى خودشان را مىآوردى كه مىگفت آن چيز حلال است، آنها مىگفتند آيه را كنار بگذار، آقا اينطور مىفرمايد! الان ما هم همينطور هستيم. هرچه آيه مىخوانيم، هرچه حديث مىخوانيم، مىگويند آيه و حديث را كنار بگذار؛ آقا اين طور فرمودند (در مسأله عقيده). عين اينروايت از طريق شيعه از ائمه ما، سلام اللّه عليهم اجمعين، به همين مضمون هست كه ائمه ما آن را بر پيروى كوركورانه برادران اهل سنت در زمان ائمه از ملاهاى