ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٣٢٠
نزديكانش نسبت به آن روحانى كه قاضى آن دادگاه انقلاب بوده، احساس خشم و كينه مىكنند و بدگويى مىكنند. ولى اينها از ميدان در رفتند يا مسئوليتشان را پذيرفتند و عمل كردند؟ آيا اگر روحانى مىخواست جنت مكان زندگى كند بهتر نبود كه بعد از پيروزى انقلاب بگويد: خيلى خوب، افتخار پيروزى انقلاب را كه همه براى ما هم سهمى قائل هستند و به ما هم از اين افتخارات سهم بالايى مىدهند، پس برويم كنار كه همچنان جنت مكان و خوش نام بمانيم؛ خيال مىكنيد كه روحانيون اين كار سرشان نمىشد؟! يا خيال مىكنيد اين قضات دادگاههاى انقلاب كه اين همه مسئوليت الهى و مردمى سنگين را بر عهده گرفتند به آنان حقوقهاى كلان داده مىشدود؟! تا چندى قبل اصلا به اندازه خرجيشان هم به آنها حقوق داده نمىشد. چندى قبل ما يك سامانى به حقوق اينها داديم. و تازه بالاترين رقم حقوقى، به يك قاضى دادگاه انقلاب داده مىشود معادل است تقريبا با حقوق اوليه يك قاضى معمولى كه در دادگسترى خدمت مىكند. مىشد بگويند آقا ما چه كار داريم به كميتههاى انقلاب برويم، مىرويم به همان مسجد محله كه مردم هم مىآيند و به ما محبت دارند و احترام مىگذارند و خوشحال هستند؟ چرا اينها در كميتههاى انقلاب ماندند؟ براى اينكه مردم مىخواستند بمانند.
براى اينكه اينها به جهت اعتمادى كه مردم به اكثرشان دارند، مىتوانند وسيله جمع كردن قوا و نيروها باشند. [تكبير حضار] چند نفر از روحانيون همشانهشان رفت زير بار مسئوليت سنگين عضويت در شوراى انقلاب.