ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٣٨٨
مشخصات و شرايط او به اشتباه مىروند، علت آن فقط كوتاهى و مسامحه آنها در اين گونه امور است. در عصر ما بسيارى از مردم، حتى برخى از خواص به جاى آنكه اشخاص را به ملاك علم و فضيلت و تقوا بشناسند به لباس مىشناسند. در محيط ما لباس شخص، اساس روحانيت شمرده مىشود. بسيارى از مردم، هر كه را در اين لباس باشد روحانى مىشمارند بىآنكه به خود زحمت دهند درباره علم و تقواى او كه در ركن اصلى روحانيت است به اندازه كافى تحقيق كنند. از يك طرف اگر از يك نفر كه از علايم روحانيت فقط لباس آن را دارد، گناه و خطايى سرزد يا خيانتى ديده شد به حساب همه كسانى كه در اين لباسند مىگذارند و به اغلب آنها بدبين مىشوند. و از طرف ديگر اگر مردى داراى كمال علم و فضل و تقوا بيابند، كه در اين لباس نيست، به ندرت اتفاق مىافتد كه با او چون يك روحانى رفتار كنند و قدر علم و تقوايش را بشناسند و از او درست استفاده كنند. حتى اگر وقت نماز ظهر رسيد و همه به نماز ايستادند به ندرت به اين فكر مىافتند كه با او نماز جماعت بخوانند؛ تو گويى چنين مىپندارند كه فقط كسانى مىتوانند امام جماعت باشند كه لباس مخصوص داشته باشند. ولى آيا مىتوان اين پندار بىاساس مردم را به حساب فقها و علما و دانشمندان گذاشت؟ در كدام كتاب، كدام رساله عملى ديدهايد و از زبان كدام عالم يا مسألهگو شنيدهايد كه در شرايط امام جماعت چنين يا چنان گفته باشد؟ اگر اين گونه پندارهاى عاميانه كه ناشى از سهلانگارى مردم در شناخت حق و باطل است به علما نسبت داده شود آيا افترا و تهمت به آنها